برگردان به زبان ساده
ز غمزههای نو چندانکه ناز میبارد
مرا ز هر مژه اشک نیاز میبارد
هوش مصنوعی: به خاطر ناز و عشوههای دلبرانهاش، چنان احساساتی در درونم بیدار میشود که از چشمانم اشکهای نیاز و محبت سرازیر میشود.
سرشک ما، ز تو باران نو بهاران است
که لحظه ای نستاده است و باز میبارد
هوش مصنوعی: اشک ما مانند باران تازه بهاری است که لحظهای هم بند نمیآید و بیوقفه میبارد.
بریخت پیکر محمود و چشم او در خاک
هنوز خون بفراق ایاز میبارد
هوش مصنوعی: پیکر محمود شکست و چشمانش هنوز به خاک افتادهاند، و از درد جدایی ایاز، اشک خونین میریزند.
ز دوری به روی تو چشم بیدارم
ستاره ها بشبان دراز میبارد
هوش مصنوعی: از دوری تو، چشمانم مانند ستارهها در شب بیدارند و به تماشا نشستهاند.
ز خنده هاش که میریزدم نمک به جگر
ملاحت از لب آن دلنواز میبارد
هوش مصنوعی: زمانی که از خندههای او متاثر میشدم، زیبایی و دلنشینی چهرهاش مانند نمک بر زخمهای دل من مینبارید.
چو دوری از رخ او بی صفائی ای صوفی
گر از جبین تو نور نماز میبارد
هوش مصنوعی: اگر از چهره او دوری، صحرا و ناامیدی را احساس میکنی، ای عارف! حتی اگر نور عبادت از پیشانیات ساطع شود.
دلیل سوختگیهاست گریه های کمال
که اشک شمع ز سوز و گداز میبارد
هوش مصنوعی: گریههای عمیق کمال نشاندهندهی درد و رنج اوست؛ همانطور که اشک شمع از آتش و سوزش خود میریزد.