برگردان به زبان ساده
روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید
خوبتر باشد از آن ماه که در آب نماید
هوش مصنوعی: هر بار که چهره زیبایت در چشمانم تر میشود، از آن ماهی که در آب منعکس میشود زیباتر به نظر میرسد.
گری را طرفه نباشد که ربایند خلایق
طرفه آن گوی زنخدان که دل خلق رباید
هوش مصنوعی: گری را نمیتوان یافت که به زیبایی و جذابیت کسی که با دلربایی خود، دلهای مردم را میرباید، شایسته باشد.
در به زنجیر ببندد همه وقت و عجب است این
که در دولتم آن زلف چو زنجیر گشاید
هوش مصنوعی: همیشه در غم و اندوه به سر میبرم و این تعجبآور است که در این حال، آن موهای زیبای او همچون زنجیری آزاد میشود.
پیرهن لطف تنت زآنکه بپوشید چه حاصل
آستین تو دو ساعد چو به انگشت نماید
هوش مصنوعی: لباس محبت تو که بر تن پوشیدهام چه فایدهای دارد، وقتی آستین تو با دستانم انگشتنما میشود.
ناله و اشک چو خونابه من از دیده نبینم
این چنین ما تو کنی ای دل و اینها ز تو آید
هوش مصنوعی: غصه و اشک من مانند خون از چشمانم جاری است. اما نمیتوانم اینگونه تو را، ای دل، ببینم و بدانم که ریشهی این احساسات از تو سرچشمه میگیرد.
پیش بالای نو بر طرف چمن سرو سهی را
باغبانان نگذارند که گستاخ برآید
هوش مصنوعی: در بالای تازه، در کنار چمن، باغبانان اجازه نمیدهند که سرو بلند و بیادب سر به رأی بگذارد و خود را نمایان کند.
پیش بالای نو بر طرف چمن سرو سهی را
که بسازد غزل و پر گل روی تو سراید
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و ارتفاع گلبرگ نو، سرو بلند و خوشقد را که در عالم شعر غزل میسازد و زبانی شیرین برای تو دارد، تصور کن.