برگردان به زبان ساده
دوشم ز قبله روی بر آن آستانه بود
اشکم ز دیده سوی درت هم روانه بود
هوش مصنوعی: شب گذشته، روی من به سمت آن مکان مقدس بود و اشکهایم از چشمانم به سمت در تو سرازیر بود.
در سر می صبوحی و در دیدهها خمار
جان بی لب تو تشنه جام شبانه بود
هوش مصنوعی: در دل من حال شادابی وجود دارد و در چشمهایم نشانههایی از مستی و غم وجود دارد. جان من بدون لبان تو، به شدت تشنه چیزی است که در شب به سر میبرم.
دل بود و آه و ناله بر آن در کشید باز
چون شمع جان سوخته خود در میانه بود
هوش مصنوعی: دل پر از درد و ناله بود و برای آن دوباره به صدا درآمد، زیرا مانند شمعی که خود را میسوزاند، جانش به حریق خویش گرفتار بود.
از خال و عارض تو فتادم ببند زلف
مرغی که شد بدام سبب آب و دانه بود
هوش مصنوعی: از زیبایی و ظاهر تو به دام افتادم، مثل پرندهای که به خاطر آب و دانه به دام گرفتار شده است.
جانم ز زخم غمزه به چشم تو می گریخت
از خستگیش میل به بیمار خانه بود
هوش مصنوعی: روح من از درد و غم چشم تو فرار میکرد و از زختگی خود تمایل به رفتن به بیمارستان داشت.
چون در سخن شد آن لب شیرین شکر فشان
در گوشها حکایت شیرین فسانه بود
هوش مصنوعی: وقتی آن لبهای شیرین در صحبت کردند، کلماتشان مانند شکر در گوشها جاری شد و داستانی شیرین را روایت کرد.
القصه زین فسانه مراد دل کمال
شرح غم تو بود و دگرها بهانه بود
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه در این داستان، هدف اصلی بیان احساس عمیق غم تو بوده و باقی مسائل تنها بهانهای برای بیان آن هستند.