برگردان به زبان ساده
دوشم دل از غم تو بر آتش همیتپید
وز دیده با خیال لبت آب میچکید
هوش مصنوعی: دیشب دل من از درد دوری تو به شدت میتپید و از چشمانم اشکی که با یاد لبهای تو بود، میریخت.
زآن لب چو میشنید حدیثی دل کباب
میسوخت چون نمک به جراحت همیرسید
هوش مصنوعی: وقتی از آن لبها داستانی را میشنید، دلش مانند کباب در آتش میسوخت، مثل اینکه نمک به زخمش میچکید و دردش را بیشتر میکرد.
در پیش میفکند سر خود قتیل عشق
از شر این گناه کز آن تیغ میبرید
هوش مصنوعی: عاشق، به خاطر گناهی که او را آزار میدهد، سر خود را به زیر میاندازد و خود را تسلیم عشق میکند، گویی که از ضربهی شمشیر میخورد.
ناکرده سر قلم سر زلفت کجا کشیم
دال است زلف تو نتوان بیقلم کشید
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم نقاشی موی تو را بدون قلم بکشیم، چرا که زیبایی و جذابیت زلفت آنقدر زیاد است که هیچ توانایی نمیتواند به تنهایی آن را به تصویر بکشد.
پیش تو روز و شب چه برم نام مهر و ماه
چون مهر دیگری نتوان بر تو به گزید
هوش مصنوعی: در حضور تو، روز و شب برای من چه ارزشی دارد؟ نام خورشید و ماه را به زبان بیاورم، در حالی که نمیتوانم هیچ یک از آنها را به تو ترجیح دهم.
گیرم که باد با تو برد آه این ضعیف
از باد تاله پشه کمتر توان شنید
هوش مصنوعی: میگوید: فرض کن که باد این آه و نالهی من را با خود ببرد، اما این ضعیفحالتر از آن است که حتی صدای یک پشه را بشنود.
چشم کمال روی تو دید و به گریه گفت
چشم رونده چون تو در اقلیمها ندید
هوش مصنوعی: چشمی که زیبایی کامل چهره تو را مشاهده کرد، با اندوه گفت که دیگر چشمی مانند تو را در هیچ سرزمینی ندیده است.