برگردان به زبان ساده
دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود
خانه روشن شد و دیدیم همو آمده بود
هوش مصنوعی: شب گذشته در خانه ما ماه به زمین آمده بود، و خانه روشن شد و ما او را دیدیم که آمده است.
تا به بینیم به طلعت میمون فالش
فرعه انداخته بودیم و نکو آمده بود
هوش مصنوعی: ما تا زمانی که به زیبایی چهرهاش نگاه کردیم، دچار خیال و تصور شده بودیم و او به شکل نیکویی جلوهگر شده بود.
نا تمامی مه آنشب همه را روشن شد
که چو آئینه به او روی برو آمده بود
هوش مصنوعی: در آن شب، نور ماه به حدی بود که همه جا روشن شد، انگار که او با چهرهاش مانند آینه همه چیز را illuminated کرده بود.
با خیال لب و آن عارض نازک در چشم
آب دولت همه را باز بجو آمده بود
هوش مصنوعی: با تصور لبها و چهرهی زیبا در نظر، همهی خوشبختی و موفقیت به دنبال او آمده بود.
می دمید از دم مشکین صبا بوی بهشت
بوی بردیم که او زآن سر کو آمده بود
هوش مصنوعی: نسیم دلانگیزی که از سمت مشکیندم میوزید، عطر بهشتی را به همراه داشت، و ما از این بوی خوش آگاه شدیم چون او از آن سر کوچه به سمت ما آمده بود.
هر که دیدیم چو چشم و سر زلفش آنجا
مست و آشفته آن سلسله مو آمده بود
هوش مصنوعی: هرکس را که دیدیم، آنجا چشمها و موهای مشکی و آشفتهاش به زیبایی خودنمایی میکرد.
دل دیوانه خود سوخته چون عود کمال
آن پری روی ملک خوی ببو آمده بود
هوش مصنوعی: دل دیوانه من مانند عود سوخته است؛ زیبایی و کمال آن پریچهره را احساس کردهام که به ملک خود آمده بود.