برگردان به زبان ساده
دلبر چه زود خط به رخ دلستان کشید
خطی چنان لطیف به ماهی توان کشید
هوش مصنوعی: دلبر به سرعت بر روی دل محبوبش خطی کشید که آنقدر ظریف و زیبا بود که هیچکس نمیتوانست چیزی به این لطافت بکشید.
نقاش صنع صورت خوب تو مینگاشت
چون نقش بست خط تو چست و روان کشید
هوش مصنوعی: نقاشی هنر آفرینی میکرد و تصویر زیبایی از تو میکشید. وقتی که خطوط جدید و تند و روانی را بر روی کاغذ رسم کرد، زیبایی این تصویر عیان شد.
مویی که در سر قلم نقش بند بود
نقش دهان تنگ تو گویی بد آن کشید
هوش مصنوعی: آنچه که در ذهنم نقش بسته بود، حالا تبدیل به کلام و حرفی شده که ناشایست و ناپسند به نظر میرسد.
چشمت چه خوش کشید به ابرو کمان حسن
بیمار بود طرفه چگونه کمان کشید
هوش مصنوعی: چشمانت چقدر زیبا به شکل ابروی کمان در آمده است، در حالی که حسن بیمار است. چه جالب که کمان را اینگونه کشیدهای!
بر پایِ نازکت ز سرم سایهای فتاد
مجروح شد که بار گرانی چنان کشید
هوش مصنوعی: به خاطر ناز تو، سایهای بر سرم افتاده و مجروح شده است، چون وزنهای سنگین را تحمل کردهام.
خواهم نخست بر سر زلفت فشاند جان
وانگه چو باد زلف ترا رایگان کشید
هوش مصنوعی: میخواهم ابتدا جانم را بر روی زلفت بریزم و سپس مانند بادی که به طور رایگان زلف تو را به حرکت در میآورد، بروم.
شبها کشید آه و فغان بر درت کمال
درویش هر چه داشت بر آن آستان کشید
هوش مصنوعی: شبها با ناله و گریان به درگاهت میآیم و هر چه از درویشی دارم، به پای آن در میریزم.