برگردان به زبان ساده
حدیث حسن او چون گل به دفتر درنمیگنجد
از آن عارض به جز خملی در این دفتر نمیگنجد
هوش مصنوعی: حکایت زیبایی و نیکی او به قدری درخشان و بینظیر است که نمیتوان آن را به راحتی در کلمات و نوشتار محدود کرد. از زیباییاش فقط چیزی ناچیز و کوچک در این دفتر جا میشود.
نگویند آن دهان و لب ز وصفت آن میان رمزی
چو آنجا صحبت تنگست مویی درنمیگنجد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در شرایطی که صحبت کردن درباره موضوعی خاص دشوار است و ممکن است باعث ایجاد محدودیت یا تنگنا شود، بهتر است از بیان مستقیم آن خودداری کرد. به عبارتی، اگر موضوعی حساس و رمزآلود است، بیان آن به راحتی ممکن نیست و بهتر است از ابراز آن با احتیاط بیشتری صحبت شود.
به آن لب ساقیا گویی برابر داشتی می را
که میهای سبو از ذوق در ساغر نمیگنجد
هوش مصنوعی: به ساقی بگو که لبهایش چون میافشاند خوشی را. میناز به آن اندازه است که حتی سبوها نمیتوانند از آن پر شوند و در ساغر جا بگیرند.
سرشک و آه چون دارم درون چشم و دل پنهان
که دود این و سیل آن به بحر و بر نمیگنجد
هوش مصنوعی: در دل و چشمانم اشک و حسرت نهفته است، اما درد و غم این احساسات آنقدر زیاد است که نمیتوان آن را در هیچ جا محدود کرد.
تمنای تو میگنجد درون سینه و دل بس
درین غمخانهها دیگر غم دیگر نمیگنجد
هوش مصنوعی: آرزو و خواستهات به حدی در دل من جا دارد که در این مکان پر از غم، دیگر هیچ غم دیگری نمیتواند جایی برای خود پیدا کند.
کمال از سر گذر آنگه قدم نه در حریم او
که از بسیاری جانها در آن در سر نمیگنجد
هوش مصنوعی: کمال و فضیلت را باید در جایی دیگر جستجو کرد و نباید در مکان خاصی قدم گذاشت، زیرا این مقام آنچنان بالا و وسیع است که نمیتوان آن را تنها در وجود چند انسان محدود یافت.