برگردان به زبان ساده
چشم توام به غمزهٔ خونخوار میکشد
آن خونبها بود که دگربار میکشد
هوش مصنوعی: چشم تو با نگاهی زیبا و خطرناک به من مینگرد، و آن چیزی که من میطلبم، همان چیزی است که دوباره مرا تحت تأثیر قرار میدهد.
ترسم کشند از حسدم بار و همنشین
گر گویم این به کس که مرا بار میکشد
هوش مصنوعی: میترسم که از حسد دیگران، زحمت و فشاری که بر دوش من است، به همنشینانم بگویم.
آن قامت چو تیر و دو ابروی چون کمان
پیوسته میکشد دل و هموار میکشد
هوش مصنوعی: آن اندام مانند تیر و ابروها مانند کمان است، که به آرامی دل را میرباید و خطی صاف و دلنشین میسازد.
در انتظار کشتن خود تا به کی چو شمع
میسوزدم چو عاقبت کار میکشد
هوش مصنوعی: مدتهاست که در انتظار پایان خود هستم. مانند شمع که میسوزد و میافتد، به تدریج به سمت سرنوشت خود پیش میروم.
فکر میان او مکن ای دل که این خیال
تن را تار میکند و زار میکشد
هوش مصنوعی: دل بر این خیال دلخوش نباش، زیرا این تفکر تو را آزار میدهد و حال روحیت را خراب میکند.
ای آنکه صحتم طلبی زودتر مرا
بنما به آن طبیب که بیمار میکشد
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال سلامت منی، لطفاً زودتر مرا به آن پزشک معرفی کن که میتواند درد را از من بزداید.
بسیار زنده کرد لبش گفته ای کمال
بسیار هم مگوی که بسیار میکشد
هوش مصنوعی: لبانش خیلی زنده شده، مانند گفتهها و کمالاتش. اما زیاد نگو که این همه حرفها میتواند به جاهای خطرناک و دشوار بکشاند.