برگردان به زبان ساده
جان را به غیر وصلت خوشدل نمی توان کرد
وز دل نشان مهر زابل نمی توان کرد
هوش مصنوعی: بدون ارتباط با معشوق، نمیتوان دل را شاد کرد و نمیتوان به غیر از عشق او، محبت واقعی را در دل پرورش داد.
در دل بگشت ما را زینسان قضای مبرم
آری فضای مبرم باطل نمی توان کرد
هوش مصنوعی: ما در دل به خاطر این گونه تقدیر قطعی دچار چرخش و تغییر شدهایم و نمیتوانیم این سرنوشت قطعی را تغییری دهیم.
بر گیر بند و زنجیر از دست و پای مجنون
کورا به هیچ بنده عاقل نمی توان کرد
هوش مصنوعی: مجنون را از قید و بند آزاد کن، زیرا هیچ انسانی عاقل نمیتواند با چنین زنجیرهایی زندگی کند.
بسیار سعی کردم کاری نشد میسر
بدبخت را بکوشش مقبل نمی توان کرد
هوش مصنوعی: تلاش زیادی کردم، اما به نتیجه نرسیدم. برای فرد بدشانس هم نمیتوان با زحمت زیاد، تغییرات مثبتی ایجاد کرد.
خاک درت ببوسم چون باد باز گردم
کآنجا ز بی غوغا منزل نمی توان کرد
هوش مصنوعی: میخواهم خاک پای تو را ببوسم و همانند باد به آنجا برگردم، زیرا در آن مکان نمیتوان زندگی کرد چون خبری از شلوغی و سر و صدا نیست.
خاک در تو بارب کان خود چه کیمیائیست
کانرا به هیچ وجهی حاصل نمی توان کرد
هوش مصنوعی: خاک تو چه مایه ارزشمندی دارد که هیچ چیز دیگری نمیتواند همانند آن را به دست آورد.
گفتی کمال پیدل صبر است چاره تو
ای جان من صبوری بیدل نمی توان کرد
هوش مصنوعی: تو گفتی که صبر واقعی کمال است، اما برای من، ای جانم، بیدلی و بیصبری چارهای نیست.