برگردان به زبان ساده
تا دلم نظاره ان قامت زیبا نکرد
جان علوی آرزوی عالم بالا نکرد
هوش مصنوعی: وقتی دلم نتواند زیبایی آن قامت را تماشا کند، جانم آرزو نخواهد کرد که به عالمی بالا برسد.
در فراق او گذشت آب از سرم این سرگذشت
تا شنید آن بی وفا دیگر گذر بر ما نکرد
هوش مصنوعی: در دوری او، مشکلات زیادی را تحمل کردم و این درد طولانی از آن جا شروع شد که آن بی وفا دیگر به سراغ ما نیامد.
وعده مهر و وفا کرد آن جفا گستر به من
چون نبود اصل این سخن را هر چه گفت اصلا نکرد
هوش مصنوعی: آن خیانتکار به من وعده محبت و وفاداری داد، اما چون این صحبتها اصلاً حقیقت نداشت، هر چه گفت، هیچیک را عمل نکرد.
گردی از نعلین آن مه ناگهان رفتم به چشم
دیگر آن نعلین را از ننگ من درپا نکرد
هوش مصنوعی: ناگهان، گردی از نعلین آن ماه رخسار به چشمم آمد و آن نعلین از شرمساری در پای من نیفتاد.
گرچه زان خط دودها برخاست از هر سینه
دل بروی او چو خالش نقطه پیدا نکرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از سینهها دودهای غمانگیزی برمیخیزد، اما دل به سوی او نمیرود و مانند خالی است که هیچ نشانهای در آن نیست.
دیده ما گر ز بهر اوست خون افشان چه باک
طالب در احتراز از جوشش دریا نکرد
هوش مصنوعی: اگر چشمان ما برای او اشک میریزد، پس چه اهمیتی دارد؟ کسی که در تلاش است از خروش دریا دوری کند، در واقع هیچ تلاشی نکرده است.
از سعادت کس دری نگشود بر روی کمال
تا خیال روی او در خانه دل جا نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس به خوشبختی واقعی دست نیافته و در را به روی کمال نگشوده است، تا زمانی که اندیشه و تصویر محبوبش در قلبش جای نگیرد.