برگردان به زبان ساده
پیش رخ تو، دیده پری را نکو ندید
شد ناظر فرشته و این خلق و خو ندید
هوش مصنوعی: در برابر چهرهی تازه و زیبا، هیچ چیزی نمیتواند او را بهتر از شگفتی پری تصور کند؛ حتی فرشتهای که نظارهگر است، نمیتواند این جمال و لطافت را ببیند.
رویت ندید عاشق و به غایبانه گفت
بیچاره بیریا سخنی گفت و رو ندید
هوش مصنوعی: عاشق در غیبت محبوبش سخن میگوید، اما هیچکس را نمیبیند و در دل خود به حال زار خود مینالد.
صوفی نیافت بهره ز اوقات صبح و شام
تا بی حجاب تابش آن روی مو ندید
هوش مصنوعی: صوفی در طول روز و شب نتوانست هیچ بهرهای ببرد، چرا که تا زمانی که چهرهی زیبای معشوق را بدون حجاب نبیند، نمیتواند از روشنایی و زیبایی روحانی بهرهمند شود.
روز نکوست روی تو شکر خدا که هیچ
زاهد به روزگار نو روزه نکو ندید
هوش مصنوعی: روز خوبی است چون چهرهات مانند نعمتهای خداست و هیچ زاهدی در روزی مثل امروز آرزوی دیدن را ندارد.
کار چشم رمدگرفتهٔ گوهرفشان ما
کحل الجواهری به از آن خاک کو ندید
هوش مصنوعی: چشم ما که گوهری با ارزش دارد، دیگر به خوبی نمیتواند آن را ببیند؛ زیرا کحل و زینتهای گرانبها بر آن چیره شدهاند و چشمانش به خاک و دنیای مادی افتاده است.
نرگس مثال چشم تو در خواب و هم در آب
چندانکه کرد بر لب جو سر فرو ندید
هوش مصنوعی: چشم تو مانند نرگس است، هم در خواب و هم در آب. به قدری زیباست که هنگامی که در کنار جوی آب قرار میگیرد، زیباییاش را نمیتوان نادیده گرفت.
بود آرزوی جان کمال آن دهان دریغ
کش جان رسید بر لب و آن آرزو ندید
هوش مصنوعی: آرزو داشتم که جانم به کمال آن لبها برسد، اما افسوس که جانم به لب رسید و آن آرزو را ندیدم.