برگردان به زبان ساده
بر عزیزان غمزهٔ شوخ تو خواری میکند
غمزهٔ تو خواری و زلف تو باری میکند
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و شوخ تو باعث میشود که دیگران احساس حقارت کنند، و به همین دلیل، زلفهای تو گناه و بار سنگینی بر دوش میگذارند.
در ملاک عاشق بیچاره چشم و زلف تو
این یکی بیصبری و آن بیقراری میکند
هوش مصنوعی: در نظر عاشق بیچاره، زیبایی و جذابیت تو خوب مشخص است؛ یکی از او بیتابی میکند و دیگری بیقراری.
اگر نماید خوبرو جور و کند صد دشمنی
مهربانی مینماید دوستداری میکند
هوش مصنوعی: اگر کسی با چهره زیبا بدرفتاری کند و دشمنی نشان دهد، دوست واقعی کسی است که با محبت و مهربانی برخورد میکند.
عاشق دیدار را دیدار آرد در خروش
عندلیب از شوق گل فریاد و زاری میکند
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر عشقش به دیدار معشوق، مانند بلبل که از شوق گل به سر و صدا و ناله میافتد، بیتابی و غصه میکشد.
خاک را هم من به من گر بگذری آن لطف تست
آب را بر خاک لطف خویش جاری میکند
هوش مصنوعی: اگر تو از کنار خاک بگذری، این لطف توست که آب را بر روی خاک میریزد و به آن زندگی میبخشد.
چون ز پیشم میروی جان میسپارم من به غم
هر کرا شد عمر لابد جانسپاری میکند
هوش مصنوعی: وقتی تو از کنارم میروی، جانم را به غم میدهم. هر کس که عمرش به سر رسد، حتماً جانش را به غم میسپارد.
گرچه بود اول گدای شهر ما اکنون کمال
تا به آن به کرد پاری شهریاری میکند
هوش مصنوعی: هر چند که من ابتدا گدای این شهر بودم، اما اکنون به درجهای از شرافت رسیدهام که در پاریس به مقام سلطنت مشغول هستم.