برگردان به زبان ساده
بر دل از غمزه خدنگی زدی آن هم گذرد
چون گذشت از سپر سینه ز جان هم گذرد
هوش مصنوعی: دل را با یک نگاه جذاب و دلربا جریحهدار کردی، ولی این درد و رنج زود گذر است، همانطور که تیر از سپر عبور میکند، این نیز از جانم خواهد گذشت.
من اگر سینه ز پولاد بسازم چو دلت
گر خدنگ نظر این است از آن هم گذرد
هوش مصنوعی: اگر من سینهای از فولاد بسازم، اما اگر نگاه تو مانند تیر انداز به قلب من اصابت کند، آن سینهی فولادی هم نمیتواند از آسیب دور بماند.
تو اگر بگذری از سرو بخوش رفتاری
اشک گلگون من از آب روان هم گذرد
هوش مصنوعی: اگر تو از کنار درخت سرو با آن رفتار زیبا بگذری، اشکهای سرخ من هم از کنار آب جاری خواهد گذشت.
گر دهنده اهل نظر پیش تو دشنام رقیب
ما نخواهیم که نامش به زبان هم گذرد
هوش مصنوعی: اگر کسی که اهل دانش و بصیرت است نزد تو باشد، ما هرگز نمیخواهیم که حتی نام رقیبمان به زبان بیاید و او را دشنام دهیم.
نگذرد گریهام از ابر بهاران تنها
کز فلک بینو مرا آه و فغان هم گذرد
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند باران بهاری نمیگذرد، زیرا آه و نالهام نیز از آسمان بیرحم عبور میکند.
بر سر عاشق اگر سیل بلا آبد باز
از دل و دیده خونابه چکان هم گذرد
هوش مصنوعی: اگر بر سر عاشق مشکلی به وجود آید و بلا بر او ببارد، او همچنان از دل و چشمانش غم و اندوه را ابراز خواهد کرد و باز هم به راه خود ادامه خواهد داد.
گفتی از سر گذرد در طلب دوست کمال
سر چه باشد ز سر و جان و جهان هم گذرد
هوش مصنوعی: گفتی که برای رسیدن به دوستی، انسان باید از همه چیز بگذرد. حالا چه اهمیتی دارد که انسان سرش بماند یا از جان و دنیا هم بگذرد؟