برگردان به زبان ساده
بر افشان زلف تا دل را شب محنت به روز آید
برافکن پرده تا جان را سعادت روی بنماید
هوش مصنوعی: با گیسوی خود بازی کن تا دل از غم شبهای سخت رهایی یابد، و پردهها را کنار بزن تا زندگی خوشبختی را به جان نشان دهد.
به رویت نسبتی کردیم روی ماه تابان را
کلاه حسن، أو زآن روز برخورشید می ساید
هوش مصنوعی: ما به چهرهات مانند کلاهی بر روی ماه تابان نگاه کردیم، از آن روز به بعد، خورشید در حال درخشش است.
کسی کز پرتو مهر تو دارد گرمینی برسر
کارگر از آتش بپرهیزد چو شمعی سوختن باید
هوش مصنوعی: کسی که از محبت و نور تو بهرهمند است، باید از آتش دوری کند، زیرا مانند شمعی است که در حال سوختن است.
پیاد صبح در کویت طوافی کردی لیکن
نمی ترسم که چون گردم زخاک بات برباید
هوش مصنوعی: در صبح زود در کویت گردشی داشتی، اما من نگران نیستم که وقتی به خاک بازگردم، از آن برنمیدارند.
در آن حضرت کجا باشد مرا امکان گردیدن
که مقبل بنده ای باید که آن درگاه را شاید
هوش مصنوعی: در جایگاه آن حضرت، برای من هیچ احتمالی برای ورود وجود ندارد؛ زیرا باید بندهای وجود داشته باشد که شایستهی آن درگاه باشد.
بسی دلبستگی دارد به زلفت عقل سودائی
مرا زین عقدهٔ مشکل ندانم تا چه بگشاید
هوش مصنوعی: عقل دیوانهام به زلفهای تو علاقه زیادی دارد و نمیدانم این گرهی پیچیده چه روزی باز خواهد شد.
چو ماه عبد اگر شامی به سر وقت کمال آئی
ترا حسن رخ و او را سعادتها بیفزاید
هوش مصنوعی: اگر مانند ماه در شبهای زیبای اردیبهشت، به هنگام شکوفایی و کمال به اوج زیباییات برسیدی، زیباییات به او شادکامیها و خوشبختیهای بیشتری خواهد بخشید.