برگردان به زبان ساده
باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
بس مرغ همایون که به تیر نظر افتاد
هوش مصنوعی: دل غمگین دوباره در دام عشق تو گرفتار شده است، مانند پرندهای که به تیر نگاه معشوق مبتلا شده است.
لطفی کن و تیری دگرم سوی دل انداز
کان تیر نخستین که زدی بر جگر افتاد
هوش مصنوعی: لطفاً بار دیگر به قلبم تیری پرتاب کن، زیرا آن تیر اولی که بر جگرم زدی اثر عمیقی گذاشت.
پرسیدن یاران کهن رسم قدیم است
چونست که در عهد تو این رسم برافتاد
هوش مصنوعی: پرسش از دوستان و یاران، سنتی قدیمی بوده است. اما جای تعجب است که چرا در زمان تو این سنت به فراموشی سپرده شده است.
معذور بود یارم اگر دیر بپرسید
کز کوی وفا خانه او دورتر افتاد
هوش مصنوعی: دوست من حق دارد که اگر دیر از من حال مرا بپرسد، چون خانهاش در جایی دورتر از وفا و صداقت قرار دارد.
شاید که بروبد همه سرو خرامان
زان سایه که از قد تو بر رهگذر افتاد
هوش مصنوعی: شاید همه درختان سرو زیبا به خاطر سایهی تو که بر روی زمین افتاده است، از جایشان کنده شوند.
گفتیم جوابی نه کم از گفته سعدی
بل کاین دو غزل خوبتر از یکدگر افتاد
هوش مصنوعی: ما گفتیم که جوابی که بدهیم، کم از سخنان سعدی نیست، ولی این دو غزل از یکدیگر زیباتر به نظر میرسند.
این لاف نه در خورد کمال است ولیکن
با رستم دستان بزند هرکه درافتاد
هوش مصنوعی: این ادعاها و خودستاییها در شأن شخصیتهای بزرگ و کامل نیست، اما هر کسی که به درس عبرت نیامده و در برابر آنها قد علم کند، در نهایت با مشکلات و چالشهای بزرگی مواجه خواهد شد.