برگردان به زبان ساده
مجلس معطرست و به آن وقت ما خوش است
کز خال و روی یار عبیری در آتش است
هوش مصنوعی: جمعی خوشبو و دلپذیر است و در آن زمان، ما با دیدن زیبایی و چهرهی معشوق به وجد آمدهایم، گویی که از عشق در آتشیم.
با درد عشق ناله بلانی است سینه سوز
اور مسکین دل ضعیف که دایم بلاکش است
هوش مصنوعی: عشق برای دلهای ضعیف مانند آتش سوزانی است که همواره آنها را آزار میدهد و درد و نالهای بیپایان به همراه دارد. این دلهای ناتوان هر لحظه تحت فشار بلاها و رنجها قرار دارند.
داری سر نظاره نشین در سرای چشم
کز اشک سرخ بام و در او منفش است
هوش مصنوعی: در حالی که در انتظار هستی و به تماشا نشستهای، در خانه چشمانت، اشکهای قرمز به شکل باران از بام و در ریخته میشود.
گفتی که ما ز بار کشی بس نمی کنیم
این نکته باز گوی به باران که پس خوش است
هوش مصنوعی: تو گفتی که ما دیگر از بار کشیدن خسته شدهایم، اما این را به باران بگوی که بعد از بارش، زندگی دوباره شاداب و خوشبو میشود.
دارد به خستگی سر پیکان او هنوز
صیدی که زخم خورد؛ آن تیر و ترکش است
هوش مصنوعی: او هنوز زخمی دارد که نشان از شلیک پیکانی است که به خستگی به سر آن رسیده است. آن تیر و تیرکشی که به او صدمه زد، هنوز در یادش باقی مانده.
گناه خویش نوشتن فرشته را
در دستش ار معارضه با آن پریوش است
هوش مصنوعی: اگر فرشتهای بخواهد گناه من را بنویسد، اما در مقابل زیبایی آن معشوقه قرار بگیرد، این کار برای او دشوار خواهد بود.
طومار زلف یار که شب خوانیش کمال
پیش چراغ خوان که سوادی مشوش است
هوش مصنوعی: زلف یارم را مانند کتابی طولانی میدانم که شبها میخوانمش، اما در نور چراغ، نوشتهها و زیباییهایش واضح نیست و دچار اختلال میشود.