برگردان به زبان ساده
اب تو نقل حیاتم به کام جان انداخت
به خنده نمکین شور در جهان انداخت
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آب sweet زندگیام را به قدری خوشمزه و لذتبخش کرده که باعث شادی و شور و نشاط در جهان شده است.
گرفت روی زمین را به غمزهای آنگاه
کمند زلف سوی ماه آسمان انداخت
هوش مصنوعی: زمین را با جذابیتهای خود پوشانده و با حرکات فریبندهاش، موهایش را به سمت ماه در آسمان پرتاب کرده است.
چو دل برفت در آن زلف، غمزه زد تیرش
ز ساحریست به شب تیر پر نشان انداخت
هوش مصنوعی: وقتی دل از دست رفت و در زلف معشوق گرفتار شد، چشمانش با نگاهی فریبنده همچون تیر سحری در دل شب اثر گذاشت.
به پسته دهنت جز سخن نمی گنجد
شکر به مغلطه خود را در آن میان انداخت
هوش مصنوعی: در دهان تو تنها صحبت از پسته است و شکر در میان آن به گونهای خود را جا کرده که قاطی شده است.
و چرا ز خوان جمالت نصیب من نرسید
خط تو کاین همه سبزی بروی خوان انداخت
هوش مصنوعی: چرا من از زیباییهای وجود تو بهرهمند نشدم؟ این خط خوش تو که اینقدر طراوت و زیبایی به سفرهام افزوده است، چرا برای من نیست؟
بوقت بوس برد خجلت از گرانی خوبش
سری که سابه بر آن خاک آستان انداخت
هوش مصنوعی: در زمان بوسه، به خاطر زیبایی و شگفتی معشوق، فرد احساس شرم میکند و سر خود را که بر خاک درگاه او میافتد، پایین میآرد.
کمال بر قدمت سر چگونه اندازد
ز دور هم نظری چون نمی توان انداخت
هوش مصنوعی: آیا ممکن است کمال به خاطر عظمت تو به پاهایت افتاده باشد؟ اما از دور که فقط یک نگاه به تو میاندازند، نمیتوان به سادگی آن را درک کرد.