برگردان به زبان ساده
گفتی از آن ماست دلت جان از آن کیست
اینجا نگر که داغ که آنجا نشان کیست
هوش مصنوعی: گفتی که دل تو مال ماست، اما جان تو به چه کسی تعلق دارد؟ به اطراف خود نگاه کن و ببین که نشان درد و سوز در کجاست و از چه کسی است.
تن خاک شد بر آن در و هرگز به کوی تو
یک شب سگی نگفت که این استخوان کیست
هوش مصنوعی: تن من به خاک تبدیل شد و هرگز در کوی تو هیچ موجودی نمیگوید که این استخوان متعلق به کیست.
باری مرا به حسرت درد نو سوخت جان
کا درد بی دوای نو درمان جان کیست
هوش مصنوعی: من به یاد گذشتهای که با درد و حسرت سپری شده، آتشسوزی در جانم حس میکنم. حالا این درد بیدوایی که دارم، کیستی که بتوانی مرهمی برای این درد تازه پیدا کنی؟
نرسم که رفت بوس ز شادی شوی هلاک
ای جان ز لب مپرس که این آستان کیست
هوش مصنوعی: نمیتوانم به آن شخص برسم که با شادی خود را فدای عشق کرده است. ای جان، از لب خود نپرس که این درگاه متعلق به چه کسی است.
گفتم به جان غم تو بخواهم خرید گفت
ای مفلس زبان زده بنگر زبان کیست
هوش مصنوعی: گفتم میخواهم برای غمت بهای جانم را بدهم. او گفت: ای بیچاره، به زبان خودت نگاه کن که زبان کیست.
دشنام میدهی و میدانی اینقدر
کاین راحتم بگوش رسد از زبان کیست
هوش مصنوعی: تو به من ناسزا میگویی و خودت خوب میدانی که این حرفها چقدر راحت از زبان چه کسی به گوش میرسد.
هر لحظه پرسیم که تو زآن کینی کمال
آری همین قدر نشناسی که زآن کیست
هوش مصنوعی: هر لحظه از تو میپرسیم که چه چیز تو را به کمال میرساند، اما در واقع همینقدر هم نمیدانی که این کمال از کجا ناشی میشود.