برگردان به زبان ساده
غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت
مؤمنانرا کافری از خان و مان آواره ساخت
هوش مصنوعی: چشمهای تو ما را به شدت محتاج و بیچاره کرد و باعث شد تا مؤمنان مثل کافران، از خانه و کاشانه خود بیخانمان شوند.
از لب شیرین تراش بوس کردی کوه کن
گر توانستی دل بی رحم او را چاره ساخت
هوش مصنوعی: از لبهای شیرین تو بوسهای گرفت و کوهها را در هم شکست. اگر توانستی، دل بیرحم او را تسکین بده.
هر چه خورد آن نوش لب خون دل فرهاد بود
حوض شیرش چون زچشم خون فشان فراره ساخت
هوش مصنوعی: هر چه فرهاد از محبت شیرین چشید، آبی بود که دلش را میفشرد. حوضی که با اشکهای او پر میشد، باید شیرین و خوشمزه میبود.
واعظ گریان چه می سازند مردم منبرت
طفلی و در گریه می باید ترا گهواره ساخت
هوش مصنوعی: واعظ گریهکنان چه میسازند؟ مردم، تو را بر منبر نشسته میبینند، در حالی که باید برایت گهوارهای درست کنند.
صوفیان را زد به محراب آتش و پشمینه سوخت
آنکه آن طاق دو ابروبست و آن رخساره ساخت
هوش مصنوعی: صوفیان در محراب عبادت دچار آتش شدند و لباسهای پشمیشان سوخت. این حادثه مربوط به کسی است که دو ابرو را به هم پیوند زده و چهرهای زیبا ساخته است.
از تماشای تو بی معنی است منع عاشقان
چون مصور صورت خوب از پی نظاره ساخت
هوش مصنوعی: تماشای تو برای عاشقان بیفایده است، مثل اینکه هنرمند تنها به تصویر زیبا نگاه کند و هیچ کاری برای نشان دادن آن نکند.
شد حمایل بکشی در گردنش دست کمال
آن حمایل را ز غیرت خواستم سی پاره ساخت
هوش مصنوعی: دست کمال به گردن او افتاد و آن حمایل را که به خاطر غیرت خواستم، به سی تکه تقسیم کرد.