برگردان به زبان ساده
عاشقم بر دلبری با کس چرا گویم که کیست
تو کهای باری رقیبا تا ترا گویم که کیست
هوش مصنوعی: من عاشق دلبری هستم که هیچ کس نمیتواند او را توصیف کند؛ چه نیازی دارم بگویم که او کیست، ای رقیب، وقتی که میخواهم تو نیز بدانیدی که او کیست؟
آنکه هوشم برد از تن نکهت پیراهنش
گر بیاید باز با باد صبا گویم که کیست
هوش مصنوعی: کسی که بوی خوش لباسش مرا مسحور کرده، اگر دوباره به اینجا بیاید، به نسیم صبح میگویم او کیست.
چون ز روی خوب منعم می کنید ای زاهدان
قبله و محراب خود کی با شما گویم که کیست
هوش مصنوعی: ای زاهدان، از روی زیبای من به شما میگویم که من را از خودتان دور نکنید. شما که در مقابل قبله و محراب خود عبادت میکنید، من چطور میتوانم بگویم که چه کسی هستم؟
عاشق خود را چرا هر بار کوئی بیوفا
گر نرنجد خاطر تو بی وفا گویم که کیست
هوش مصنوعی: چرا از محبوب خود دلخور شوی؟ اگر او بیوفاست، من هم میگویم که تو بیوفایی.
در میان دلربایان از بتان شوخ چشم
گر نگیری خشم شوخ دلربا گویم که کیست
هوش مصنوعی: وقتی در میان دلرباها و زیبا رویان با چشمهای جذاب قرار داری، اگر خشم آن دلربا را نگیری، میگویم که او کیست.
عاشق من کیست گوئی نا بریزم خون او
جانب من حمله کن شمشیر تا گویم که کیست
هوش مصنوعی: عاشق من کیست که اگر خونش را نریزم، دلیلی برای حمله با شمشیر وجود ندارد؟ بگذار تا بفهمم که او کیست.
گویدم هر دم رقیبت کز گدایانی کمال
گر سگی و جنگ بگذارد گدا گویم که کیست
هوش مصنوعی: من هر بار که میگویم رقیب تو از میان گدایان است، اگرچه به نظر میرسد که مانند سگی جنگجو باشد، میگویم او کیست؟