برگردان به زبان ساده
زاهدان کمتر شناسند آنچه ما را در سرست
فکر زاهد دیگر و سودای عاشق دیگرست
هوش مصنوعی: زاهدان کمتر به درک و شناخت عمیق ما میرسند؛ زیرا آنچه در دل ما میگذرد و افکار ما را پر کرده، با دیدگاه زاهدان و آرزوهای عاشقان متفاوت است.
ناصحا دعوت مکن ما را به فردوس برین
کاستان همت صاحبدلان زآن بر ترست
هوش مصنوعی: ای نصیحتکنندگان، ما را به بهشت نخوانید؛ زیرا تلاش و کوشش اهل دل، بالاتر از آنجا است.
گر براند از خانقاهم پیر خلوت باک نیست
دیگران را طاعت و ما را عنایت رهبرست
هوش مصنوعی: اگر پیر درویش مرا از خانقاه بیرون کند، برایم مهم نیست. دیگران به عبادت و فرمانبرداری مشغولند، اما ما به رحمت و لطف رهبرمان امیدواریم.
می به روی گلرخان خوردن خوش است اما چه سود
کاین سعادت زاهدان شهر ما را کمترست
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب به زیبایی چهره دختران خوشایند است، اما چه فایده دارد وقتی که این خوشی و سعادت در شهر ما برای زاهدان کمتر وجود دارد.
چون قلم انگشت بر حرفم منه صوفی که من
خرقه کردم رهن مستان و سمن در دفترست
هوش مصنوعی: وقتی قلم بر کلمات من مینویسد، ای صوفی! نباید مرا قضاوت کنی، زیرا من دامن خود را از دنیای تزکیه و خود را در جمع عاشقان و مستها قرار دادهام و در نوشتههایم از زیباییها و لطافتها سخن میگویم.
ما برندی بر مقام قرب رفتیم و هنوز
همچنان پیر ملامت گوی ما بر منبرست
هوش مصنوعی: ما به مرتبهای از نزدیکیت خداوند رسیدیم، اما هنوز کسی که ما را سرزنش میکند و بر منبر مینشیند، همان پیر ملامت است.
داشت آن سودا که در پایت سر اندازد کمال
سر برفت و همچنانش این نمنا در سرست
هوش مصنوعی: او آن خیالی را داشت که بر پیادت افکنده شود، اما کمال آن خیال از بین رفت و او هنوز هم این افکار را در ذهن دارد.