برگردان به زبان ساده
بیخدمت تو کس به جهان عزتی نیافت
شاهی که چاکر نو نشد حرمتی نیافت
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا به مقام و عزتی نرسید، اگر به خدمت تو نیامد. فرمانروایی که غلامی به او نرسید، احترام و منزلتی نیافت.
در نامه سعادت خود دردمند عشق
بیداغ محنتی رقم دولتی نیافت
هوش مصنوعی: در نوشتهای که به سعادت من مربوط میشود، درد عشق و رنجی که احساس میکنم، تاثیری در خوشبختی و موفقیت من نداشته است.
تا غم نخورد و درد نیفزود قدر مرد
تا لعل خون نکرد جگر نیمنی نیافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که مرد به غم و درد دچار نشود و اوضاعش رو به بهبودی باشد، هیچ چیزی نمیتواند او را آزرده کند و به او آسیب برساند. تا اینکه دلش به خاطر مشکلات و غمهایش به درد نیاید و همچنان سرشار از امید و زندگی باقی بماند.
دل زان لب و دهان نتوانست برد جان
بودش مجال تنگ مگر فرصتی نیافت
هوش مصنوعی: دل نتوانست از آن لب و دهان بگریزد، جانش به تنگنا افتاد و مگر فرصتی پیش نیامد.
بی خنده تو کان نمک خوان رحمت است
جان از نعیم هر دو جهان لذتی نیافت
هوش مصنوعی: بیخنده تو، زندگی مانند نمکی است که بر سفره رحمت قرار دارد و بدون وجود تو، روح هیچ لذتی از نعمتهای دو جهان نبرده است.
پشمینه پوش خرقة سالوس تا نسوخت
از جامه خانه کرمت خلعتی نیافت
هوش مصنوعی: کسیکه در ظاهر پوششی از زهد و تقوا دارد، اما در باطن خالص نیست، اگر از فیض و کرامت تو بهرهمند نشود، به هیچ گونه لباس یا مقامی دست نخواهد یافت.
چندانکه باز جست در اعمال خود کمال
مقبول تر ز ترک ریا طاعتی نیافت
هوش مصنوعی: هرچقدر بیشتر در رفتار خود دقت کرد و به بررسی اعمالش پرداخت، به این نتیجه رسید که هیچ عملی بهتر از ترک ریا و نمایش است.