برگردان به زبان ساده
دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت
چون از او نگشاد کاری پای دیوارش گرفت
هوش مصنوعی: دل به شدت ناراحت و نالان شد و به زلفهای کسی که به او ظلم کرده بود، چنگ زد. چون او هیچ کاری برایش نمیکرد، دلش را به دیوارش چسباند و از او دور نشد.
سرگران دارد ز خواب ناتوانی غمزهاش
باز تا خون کدامین چشم بیدارش گرفت
هوش مصنوعی: سرگران، که به خواب ناتوانی رفته است، از غمزهاش بیدار میشود و حالا میخواهد بداند که خون کدامین چشم او را بیدار کرده است.
یارب آن طاووس باغ کیست کز رفتار او
کبک تعلیم خرامیدن ز رفتارش گرفت
هوش مصنوعی: ای خدای من، آن طاووس زیبای باغ چه کسی است که رفتار او مانند کبک، دیگران را به آرامی و خرامیدن میآموزد؟
هندوی دزد پریشان کار یعنی زلف را
سر همی برد و همانا بر سر کارش گرفت
هوش مصنوعی: هندوی دزد با حرف و زلفی آشفته، مشغول کار خود است و به خوبی بر روی کارش تمرکز کرده است.
کنج درویشی ست در عالم خیالی را و بس
گنج مقصودی که بعد از رنج بسیارش گرفت
هوش مصنوعی: در دنیای خیال، فضایی وجود دارد که شبیه به گوشهای از زندگی یک درویش است و این تنها گنجی است که بعد از تحمل سختیهای فراوان به دست میآید.