برگردان به زبان ساده
ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
کو طبیبی که شود چاره گرِ بیماری
هوش مصنوعی: ما هیچ چیز غیر از دلشکستگی و درد نداریم؛ آیا پزشکی هست که بتواند برای این دردها درمانی پیدا کند؟
بار هجر تو گران است مرا بر دل ریش
که بیابیم شبی بر در خدمت باری
هوش مصنوعی: بار فاصله و جدایی تو بر دل من بسیار سنگین است، چرا که امیدوارم شبی در آستانه دوستیت، بر غم و دردهایم نقطه پایانی بگذارم.
دل به سودای تو در باخته ام لیک چه سود
که نکردی درم قلب مرا بازاری
هوش مصنوعی: دل من در پی توست و برایت فدا شده، اما چه فایده که تو برای قلب من ارزش قائل نیستی و آن را نادیده میگروی.
تا قدم در حرم کعبهٔ تجرید زدیم
سخن دوست شنیدیم ز هر دیواری
هوش مصنوعی: زمانی که وارد حرم کعبهٔ بیهمتا شدیم، از هر دیواری صدای محبت دوست را شنیدیم.
در چنین حال که افتاد خیالی از پای
مگر از دست قبول تو برآید کاری
هوش مصنوعی: در چنین وضعیتی که خیالی از پا افتاده، آیا ممکن است به جز از روی قبول تو کار المث را انجام دهم؟