برگردان به زبان ساده
ای گل از روی تو آموخته خندان رویی
دهنت آب شکر برده به شیرین گویی
هوش مصنوعی: ای گل، خندههای تو به من آموخته است که چطور بخندم. لبهای تو به شیرینی شکر میزند و سخنانت دلنشین است.
عادت غمزهٔ فتّان تو عاشق کشتن
شیوهٔ نرگس جادوی تو مردم جویی
هوش مصنوعی: عادت چشمنواز و فریبنده تو عاشقان را به کشتن میکشاند و شیوههای افسونگرانهات مردم را به سوی خود جذب میکند.
اگر ای اشک بر آن خاک درت آبی هست
دم به دم چهره به خون از چه سبب می شویی
هوش مصنوعی: اگر ای اشک بر خاک درگاه تو آبی وجود دارد، پس چرا همیشه چهرهات به خون آغشته است؟
طرفه حالی ست که بربوی تو مرغان چمن
سر به سر مست و خرابند و تو گل می بویی
هوش مصنوعی: حالتی شگفتانگیز است که در جستجوی تو، تمام پرندگان باغ نشئه و برافراشتهاند و تو از عطر گل لذت میبری.
گفتمش گر ز لب لعل تو بوسی طلبم
بر دهانم نزنی گفت تو خود می جویی
هوش مصنوعی: به او گفتم اگر از لبهای زیبا و دلانگیز تو بخواهم که مرا ببوسد، بر لبانم زخم نخواهی زد. او در پاسخ گفت که خودت در پی این خواسته هستی.
اگرت چیز دگر نیست خیالی غم نیست
همه عمرت شرف این بس که سگ این کویی
هوش مصنوعی: اگر هیچ چیز دیگری نداری، غصه نخور. تمام عمرت ارزش این را دارد که فقط سگ این کوچه باشی.