برگردان به زبان ساده
ای که در عالم خوبی به لطافت علمی
گلرخان برگ و گیاهند و تو باغ ارمی
هوش مصنوعی: ای کسی که در دنیا زیبایی و نرمی دستانت به گلها و گیاهان شباهت دارد و تو مانند باغی سرشار از رنگ و عطر هستی.
گر نه باغی ز چه معنی طرب انگیز و خوشی
ورنه سروی ز چه رو سرکش و صاحب قدمی
هوش مصنوعی: اگر در اینجا باغی وجود ندارد که نشانه شادی و خوشحالی باشد، پس چرا درخت سرو اینقدر سرکش و با وقار است؟
گرچه سرمایهٔ حسن مه نو بسیار است
هیچ از او ابروی دلجوی تو را نیست کمی
هوش مصنوعی: گرچه زیباییهای چهرهی ماه بسیار است، اما هیچیک از آنها بهاندازهی کمی که ابروی دلنشین تو دارد، نیس.
خیز و دیگر مکن ای گل به رخش دعوی حسن
ورنه بنشین به همین داعیه چندانکه دمی
هوش مصنوعی: برخیز و دیگر ادعای زیبایی نکن، ای گل! وگرنه به همین حالت بمان و تنها همین مقدار وقت را سپری کن.
ای خیالی به وجودش همه شیرین گویی
چو دهانش سخن آغاز کند تو عدمی
هوش مصنوعی: ای تصوری که وجودت همه شیرینی است، وقتی که لب به سخن میگشایی، تو در واقع هیچ و پوچی هستی.