برگردان به زبان ساده
تا خاک راه همت اهل صفا شدم
در دیده ها عزیزتر از توتیا شدم
هوش مصنوعی: زمانی که در تلاش و کوشش اهل صفا قرار گرفتم، حتی به اندازهٔ خاک راه آنها در چشمهایم ارزشمندتر و گرانبهاتر از جواهرات شدم.
من عندلیب گلشن قدسم ولی چه سود
کز زلف تو مقیّد دام بلا شدم
هوش مصنوعی: من بلبل باغ سرسبز خودم هستم، اما چه فایده که به خاطر زلف تو در دام مشکلات گرفتار شدم.
گرچه شدم ز کعبه به بتخانه باک نیست
روی تو بود قبلهٔ من هرکجا شدم
هوش مصنوعی: هرچند که به جای خانه کعبه به سمت بتکده رفتهام، برایم مهم نیست؛ زیرا هر جا که باشم، چهره تو جهت و قبله من است.
از دار و گیر رستهٔ بازار عاشقان
سودم هیمن بس است که شهر آشنا شدم
هوش مصنوعی: از چنگ و دمی که در بازار عشق داشتم رها شدم و این برایم کافیست که به شهر دوستداران آشنا شدم.
تا پرده بر گرفت ز مهرِ رخت صبا
مانند ذره رقص کنان در هوا شدم
هوش مصنوعی: زمانی که چهرهی زیبای تو را دیدم، مانند ذرهای در هوا به حالت رقص درآمدم.
تا در هوای قدّ توام جان و سر چو سرو
بر باد رفت از همه آزاد تا شدم
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر زیبایی و قد تو قرار گرفتهام، بهطوری که مانند سرو، جان و سرم را فدای تو کردهام و از همه قید و بندها آزاد شدهام.
از سر نهاده ام هوس تاج سلطنت
ز آن دم که بر درت چو خیالی گدا شدم
هوش مصنوعی: از زمانی که تصمیم گرفتم به عشق تو خدمت کنم و خودم را در مقام یک گدا در کنار درت قرار دادم، به هیچ چیز جز آرزوی سلطنت فکر نکردم.