برگردان به زبان ساده
از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
باری شود آبش به لب جوی برابر
هوش مصنوعی: اگر چشم نتواند به جواهر اشک برسد، لااقل میتواند قطرهای از آن را به کنار جوی آب بیاورد.
آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم
دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر
هوش مصنوعی: کیست که در عشق تو مانند یک الماس بینظیر، بر فقدان خود گلهمند است و از ثروت دنیا میگذرد؟
گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست
سودای سر زلف تو سودی ست سراسر
هوش مصنوعی: اگر سر من در تواش زلف های تو برود، نگران نباش؛ زیرا عشق به زلف های تو، یک سود و منفعت کامل است.
در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند
نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر
هوش مصنوعی: در زیبایی خال و خط تو، هر دو سیاهاند و نام و لقب هر دو به گل و عطر تشبیه شده است.
از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی
جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر
هوش مصنوعی: از دل شکسته و زخمدار، هیچ چیزی جز تیرهای قاتل تو وجود ندارد که مرا به خون آغشته کند.