برگردان به زبان ساده
مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
غمی نبود چو مقصود یاد کردی بود
هوش مصنوعی: دیروز از دیدن تو دلی پر از درد داشتم، اما وقتی یادت را کردم، از آن غمها خبری نبود.
دلِ چو آهنت از آه و ناله نرم نشد
چرا که اینهمه پیش تو گرم و سردی بود
هوش مصنوعی: چرا دل تو با تمام این درد و نالهها نرم و لطیف نشد، وقتی که این همه در کنار تو گرمی و سرما وجود داشت؟
مرا هوای تو روزی وزید اندر سر
که حسنت از چمن عارض تو وَردی بود
هوش مصنوعی: یک روز هوای تو به سرم آمد که زیباییات همچون گلی از چمن بر چهرهات جلوهگر است.
گهی که عشق به کویت صلا طلب خیزد
ز راه صدق به هر گرد روی مردی بود
هوش مصنوعی: هر از گاهی که عشق تو به من ندا میدهد، از راه راست و صداقت، به سراغ تو میآیم، چرا که در هر برهوت عشق، مردی با ایمان و صادق به وجود میآید.
هنوز از گل رویت نداشت وجهی حُسن
که وجه عاشق درویش روی زردی بود
هوش مصنوعی: تا هنوز بر چهرهی تو زیبایی خاصی نمیدرخشید، که چهرهی عاشق و درویش رنگ زردی داشت و نشان از عشق و دلتنگی او بود.
همین بس است به حشر آب رو خیالی را
که گِرد کوی تو افتاده همچو گردی بود
هوش مصنوعی: همین برای من کافی است که در روز رستاخیز، آبرویی را که به خاطر تو دارم، مانند گردی میدانم که دور کوی تو پراکنده شده است.