برگردان به زبان ساده
گرچه دل بهره ز کیش تو خدنگی دارد
دیده باری ز گل روی تو رنگی دارد
هوش مصنوعی: هرچند دل من به خاطر محبت تو زخمی شده است، ولی چشمانم درخشش و زیبایی چهرهات را میبیند.
گر در این ره به سعادت نرسد نیست عجب
هرکه از نامِ غلامیّ تو ننگی دارد
هوش مصنوعی: اگر کسی در این مسیر به خوشبختی نرسد، عجیب نیست که از نام و عنوان خدمت به تو خجالت بکشد.
دل بپرداز ز تزویر که نوری ندهد
در نظر روی هر آیینه که زنگی دارد
هوش مصنوعی: دل را از فریب و دورویی دور نگهدار، چون هیچ نوری در نظر نمیآورد. حتی اگر به آیینه نگاه کنی، اگر سطح آن کثیف باشد، تصویری واضح نخواهی دید.
کوس رحلت بزن ای جان که در این منزل خاک
هیچ کس را نشنیدم که درنگی دارد
هوش مصنوعی: ای عزیز، ندا بده درود را، چون در این دنیای خاکی هیچکس را ندیدم که برای ماندن و تأمل، درنگی کرده باشد.
آخر آمد ز غمت وقت خیالی دریاب
که به فکر دهنت فرصت تنگی دارد
هوش مصنوعی: بالاخره زمان آن رسید که از غم تو راحت شوم. از تو میخواهم تا مرا درک کنی، زیرا فرصتی برای فکر کردن به دیگر امور ندارم.