برگردان به زبان ساده
گر بعد اجل دردِ تو با خویش توان برد
خواهیم سبک درد سر خود ز جهان برد
هوش مصنوعی: اگر بعد از مرگ تو بتوانم درد تو را با خود ببرم، آرزو دارم که درد سر خود را از این جهان دور کنم.
در حلقهٔ دیوانهوَشان عقل نمیرفت
«زنجیر سر زلف تواش موی کشان برد»
هوش مصنوعی: در جمع افرادی که از عقل و تدبیر دور هستند، عقل نمیتوانست وارد شود، چون زنجیر و زیبایی موی تو آنها را به خود مشغول کرده بود.
تا زلف تو چوگان معنبر به کف آورد
«بند کمرت گوی لطافت ز میان برد»
هوش مصنوعی: هنگامی که زلف تو به عنوان ابزاری زیبا در دست کسی قرار گیرد، مانند گوی نرم و لطیف، بند کمر تو را از میان بر میدارد.
سرچشمهٔ حیوان به هزار آب دهن شست
و آنگاه حدیث لب لعلت به زبان برد
هوش مصنوعی: آب و سرچشمهٔ زندگی حیوانات از هزاران دهن تامین میشود و سپس زیباییها و خواص لبهای سرخ تو به زبان میآید.
گفتم که خیالی چو به زاری ز جهان رفت
در سینه غمت برد، به خود گفت که جان برد
هوش مصنوعی: گفتم که اندیشهای از ناراحتی و غم به دل من نشسته و به یاد تو رفته، آن اندیشه به خود گفت که جان من را هم با خود برد.