برگردان به زبان ساده
کمند زلف توام پای بند سودا کرد
به عهد سروِ قدت فتنه دست بالا کرد
هوش مصنوعی: زلف تو چون کمندی است که مرا به شوق و عشق گرفتار کرده و به خاطر زیبایی تو، دلمشغولی و آشفتگی در جانم ایجاد کرده است.
به اهل حسن طریق جفا و شوخی داد
همان که محنت و غم را نصیبهٔ ما کرد
هوش مصنوعی: به کسانی که نیکوکارند، بیرحمی و شوخی شد، همان کسی که رنج و درد را برای ما مقرر کرد.
ز بس که گفت به مردم سرشک راز دلم
ببین که آخر کارش خدا چه رسوا کرد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مدام به مردم درباره درد دلهایم صحبت کردم، ببین در نهایت خداوند چطور من را رسوا کرد.
اگر چه چشمهٔ خضر از نظر نهان شده بود
ولی به خنده دهان تو باز پیدا کرد
هوش مصنوعی: اگرچه چشمهٔ خضر از دید پنهان بود، اما خندهٔ تو آن را دوباره نمایان کرد.
لب تو کرد به یک بوسه با خیالیِ خویش
به مرده آنچه خواص دم مسیحا کرد
هوش مصنوعی: لب تو به یک بوسه، به خیال خودت، روح تازهای به مردهای بخشید، همانطور که خاصیت دم مسیحا بود.