برگردان به زبان ساده
ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب میسازد
مرا در پیش مردم دم به دم بیآب میسازد
هوش مصنوعی: چون به خاطر گریههای بسیار، چشمانم مانند خون میشود، هر لحظه مرا در برابر مردم بیآب و بیحالت میکند.
مگر دارد کمینی بر دل بیدار من چشمت
که هر ساعت به نازی خویش را در خواب میسازد
هوش مصنوعی: مگر چشمان تو نمیتوانند دل بیدار من را از خواب بیدار کنند؟ زیرا هر لحظه با ناز و عشوهات مرا در رویای خود غرق میکنی.
سبب رنج و غمت شد راحت و عیش مرا، بنگر
که چون بیخانمانی را خدا اسباب میسازد
هوش مصنوعی: دلایل ناراحتی و غم تو، باعث آرامش و خوشی من شدهاند. نگاه کن که چگونه خداوند به کسی که بیخانمان است، وسایل و امکانات لازم را میدهد.
صبا چون با سر زلف تو دستآویز میگردد
ز غم جمعی پریشانحال را در تاب میسازد
هوش مصنوعی: باد خنکی که با موهای تو بازی میکند، باعث میشود که غمگینان و پریشانحال را خوشحال کند و به آنها نشاط و شوق ببخشد.
خیالی را که میسوزد از آن لب وعدهٔ بوسی
که بیمار تب هجر تو را عنّاب میسازد
هوش مصنوعی: این شعر به شوق و آرزوی عشق اشاره دارد. گوینده از آتش خیال و آرزوی ملاقات معشوق سخن میگوید و به لب وعده بوسهای اشاره میکند که میتواند برای او تسکیندهنده درد هجران باشد. در واقع، عشق و نزدیکی به معشوق به او کمک میکند تا از بیماری عشق و دوری رهایی یابد.