برگردان به زبان ساده
ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
به هر دیار که رو آورد براندازد
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن عشق، نیرو و لشکری به هر جایی فرستاده میشود که اگر کسی به آنجا بیاید، او را طرد کند.
گهی که چشم تو فرمان دهد به خون ریزی
نخست تیغ تو از ذوق آن سراندازد
هوش مصنوعی: هر گاه چشم تو دستور دهد که خونریزی کنی، ابتدا تیغ تو از شوق آن کار به حرکت درمیآید.
میان ما و غمت محرمی ست لیک رقیب
بر آن سر است که ما را به هم دراندازد
هوش مصنوعی: در میان ما و غمت، یک شخص خاص وجود دارد که رابط ماست، اما شخصی در تلاش است که ما را از هم جدا کند.
مرا ز پای در انداخت دست محنت تو
هزار بار برآنم که دیگر اندازد
هوش مصنوعی: دست تلخ تو من را به زمین انداخت، ولی من بارها آرزو دارم که دیگر مرا به زمین نیندازی.
کمان کین مکش ای فتنه جو که نزدیک است
که مرغ روح ز سهم بلا پر اندازد
هوش مصنوعی: ای فتنهجو، تیر کین را نکش، که نزدیک است روح من از شدت بلا پرواز کند و به آسمان برود.
اگر حدیث خیالی به حشرگاه رسد
ز عشق ولوله در صفّ محشر اندازد
هوش مصنوعی: اگر داستانی از عشق به روز قیامت منتقل شود، شوق و هیجان زیادی در آن روز ایجاد میکند.