برگردان به زبان ساده
چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمد
ز خاک لالهٔ رعنا به کف ایاغ برآمد
هوش مصنوعی: وقتی نام زیبایی و جاذبهی نرگس در میهمانی باغ طنین افکند، گل لالهی زیبا نیز از خاک سر برآورد و خود را به نمایش گذاشت.
ندید نرگس صاحب نظر ز روی لطافت
نظیر روی تو چندان که گرد باغ برآمد
هوش مصنوعی: کسی نتوانسته است زیبایی چشمان تو را با لطافت و نرمی تشبیه کند، به گونهای که حتی گلهای باغ نیز به گرد آن نمیرسند.
کمند شب رو زلف تو پر دل است از آن رو
به دزدیِ دل عشّاق با چراغ برآمد
هوش مصنوعی: موهای شبرو و خیرهکننده تو به گونهای است که دل عاشقان را به دزدیدگی کشانده است و به همین دلیل با چراغی روشن برآمده است.
ز بس که سوخت ز رشک نسیم سنبل زلفت
بنفشه را به چمن دود از دماغ برآمد
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت و زیبایی زلفهای تو، بنفشهها در چمن آنقدر داغ و دلشکسته شدهاند که از شدت ناراحتی دود از بینیشان بلند شده است.
به هرکجا که ز سوز درون خویش خیالی
دهن گشاد چو شمعش ز دل فُراغ برآمد
هوش مصنوعی: هر جا که احساس درونی و سوز دل به من الهام میکند، مثل شمعی که از دلش نور و روشنی میتابد، آرامش و راحتی به وجود میآید.