برگردان به زبان ساده
چشمت که به جز فتنهگری کار ندارد
شوخی ست که در شیوهٔ خود یار ندارد
هوش مصنوعی: چشمانت فقط به درد ایجاد آشوب میخورند و هیچ چیز دیگری را جز این نمیشناسند، مثل شوخی است که هیچ دوستی در روشاش ندارد.
ایمن ز دل آزاریِ چشمِ تو عزیز است
کآن شوخ بد آموخته را خوار ندارد
هوش مصنوعی: از دل دردسرهای نگاه تو، کسی که عزیز است، در امان است. چون آن شخص شیطنتی که تو یادش دادهای، برای او ارزش و اهمیتی قائل نیست.
از دولت هجران تو حاصل دل ریشم
جز صبرِ کم و محنت بسیار ندارد
هوش مصنوعی: از بیدراکی و غم فراق تو، چیزی جز صبر اندک و رنجهای فراوان به دست نیاوردهام.
حاشا که چو منصور بسرّ تو برد پی
هر بی سروپایی که سرِ دار ندارد
هوش مصنوعی: هرگز نمیشود که کسی مانند منصور، به راز تو پی ببرد، حتی اگر کسانی که هیچگونه ارزش و نشانهای ندارند، بر دار بروند.
گویم که سگ کوی تو را نام خیالی ست
زین نام سگ کوی تو گر عار ندارد
هوش مصنوعی: میگویم که نام سگ کوی تو یک تصور است و این طور که از این نام برداشت میشود، برای کسی عیبی ندارد.