برگردان به زبان ساده
تا نشد زلفت پریشان وقت ما بر هم نزد
دل کجا گم شد اگر ابروی شوخت خم نزد
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلفهای تو به هم نریزد، دل ما به هم نمیرسد، آیا دل ما در جایی گم شده است وقتی ابروی یکدند تو خم نشود؟
ما نه تنها در محبّت سنگسار محنتیم
هیچ کس را از محبّان یار سنگی کم نزد
هوش مصنوعی: ما در عشق و محبت به شدت در حال رنج و عذاب هستیم و به هیچ کس از دوستان محبوبمان سنگی اضافه نمیشود.
تا همه عالم به زیر خاتم حسنت نشد
عشق مُهر مِهر بر نام دلِ آدم نزد
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو بر همه جهان حاکم نشود، عشق نتوانسته است مهر محبت را بر دل آدم بگذارد.
کی تواند دست در فتراک درویشی زدن
هرکه پشت پایِ رد بر ملکت عالم نزد
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند در دنیای درویشان دخالت کند که خود را از جامعه و زمینگیریهای آن جدا نکرده باشد.
شام هجر از اشک خون راز خیالی سر به سر
روی روز افتاد امّا صبح دید و دم نزد
هوش مصنوعی: در شب جدایی، اشکهایی به تلخی خون بر دل نشسته و گویی تمام خوابهای شیرین را تحت تأثیر قرار داده است. اما با طلوع صبح، این احساسات تلخ به گونهای دیگر نمایان میشوند، حتی اگر دیگران را از آنچه در دل میگذرد باخبر نکند.