برگردان به زبان ساده
درآمد یکی دیو نر زشت نام
در آن روی دریا به ضرب تمام
هوش مصنوعی: یکی دیو نر زشت و بدنام به دنیای گسترده و خطرناک دریا وارد شد و به شدت در آنجا حضور پیدا کرد.
همان دم کمرگاه قلوش گرفت
برآورد بر دست دیو از شگفت
هوش مصنوعی: در آن لحظه، هنگامی که کمر قلوش (پوشش خاص) را گرفت، دیو با شگفتی آن را از زمین بلند کرد.
چو تندر خروشید بر دیوها
که از من ستانید این پرجفا
هوش مصنوعی: زمانی که رعد و برق به صدا درآمد، دیوها متوجه شدند که من حقم را از آنها گرفتم.
ببستند دست گو زابلی
به دژخیم دادندش از پردلی
هوش مصنوعی: دست شخصی از زابل را به دژخیم (نگهبان دژ) میبندند و به او (دژخیم) به خاطر شجاعتش چیزی میدهند.
که او را به در بر ازین بحر آب
به کهسار چین بر پر از پیچ و تاب
هوش مصنوعی: بهتر است او را به دامن کوه، در میان چین و تابهای زیبای آن، ببری تا اینکه به این دریا پر از آب و امواج.
نهنکال چون حال او را بدید
ز شادی یکی نعرهای برکشید
هوش مصنوعی: وقتی نهنگ حال او را دید، از خوشحالی یک فریاد بلند زد.
که ای سام یل ابن عمت ببین
که بردند او را به کهسار چین
هوش مصنوعی: ای سام، پسر عمهات را ببین که او را به کوههای چین بردهاند.
نخواهی دگر دید دیدار او
میازار ما را تو ای جنگجو
هوش مصنوعی: اگر دیگر نتوانی او را ببینی، ما را آزار نده، ای رزمنده.
ره خویشتن پیش گیر و برو
ندیدی تو ما را ایا گرد گو
هوش مصنوعی: راه خود را در پیش بگیر و به سمت هدف خود برو. آیا ما را ندیدی که به تو چه میگوییم؟
درین گفتگو لشکر زابلی
برآورده شمشیرهای یلی
هوش مصنوعی: در این گفتوگو، لشکری از زابلیان آمادهی نبرد شده و شمشیرهای بزرگ و قدرتمند خود را بهدست گرفتهاند.
زدند بر سر فرق دیوان نر
هزیمت گرفتند سر تا به سر
هوش مصنوعی: بر سر دیوانهای، ضربهای وارد کردند و او به طور کامل شکست خورد.
بدیدند نهنکال بر دست سام
گرفتار گشته به سودای خام
هوش مصنوعی: آنها مشاهده کردند که نهنگ کوچک در دست سام گرفتار شده و به خاطر آرزوهای بیپایه و سست در حال نگران شدن است.
همه لشکر زابل و سیستان
نهادند سر در پی دیوکان
هوش مصنوعی: تمام سپاه زابل و سیستان آماده شدهاند تا به دنبال دیوان بروند.
گواژه زدند و سرنگ بلند
بکشتند بسیار دیو نژند
هوش مصنوعی: شاهدانی آمدند و اسلحهای را بلند کردند و بسیاری از دیوان را از بین بردند.