برگردان به زبان ساده
یکی نعره زد سام اندر یلی
که لرزید آن آب از پر دلی
هوش مصنوعی: یکی از افراد با صدای بلند فریاد زد و در دل قهرمانی به نام سام تاثیر گذاشت. این فریاد تا حدی قوی بود که حتی آب را به لرزه درآورد، نشانهای از قدرت و شدت احساسات در آن لحظه.
نهنکال را گفت کای نره دیو
برآرم ز جانت همین دم غریو
هوش مصنوعی: نهنگ به نره دیو گفت: "به زودی از جانت صدای بلندی بلند میکنم."
به قلوش چنین گفت سام گزین
که امروز چنگال شیران ببین
هوش مصنوعی: به او گفت که امروز قدرت و هیبت شیران را مشاهده کن.
سپه را شتابان درآور به جنگ
به گرز گران سنگ بگشای چنگ
هوش مصنوعی: سربازان را به سرعت به میدان جنگ بیاور و با نیرویی قدرتمند، چنگال خود را باز کن.
درین بحر امروز کاری کنم
که اندر جهان یادگاری کنم
هوش مصنوعی: امروز در این دنیای بزرگ تلاشی میکنم که اثری از خود به جا بگذارم.
به خون تیغ را آتشافشان کنم
همه آب لعل بدخشان کنم
هوش مصنوعی: تیرگیها را با خون خود روشن میکنم و هر قطرهای از درد و رنج را به گوهری ارزشمند تبدیل میکنم.
بدین تیغ کآتش برآرد ز آب
شرار افکنم در دل لعل ناب
هوش مصنوعی: با این شمشیری که از آب آتش به وجود میآورد، در دل سنگ پاک و ارزشمند، جرقهای از احساس ایجاد میکنم.
پس آنگه نهنکال جادو به بند
بگیرم ببندم به خم کمند
هوش مصنوعی: سپس جادوگری را که نهنگ را به دام انداخته، به بند میکشم و او را با طنابی درهم میبندم.
رهانم شما را ز دیوان سپاه
به فیروزبختی روم پیش شاه
هوش مصنوعی: من شما را از دست دیوان و مشکلات نجات میدهم و با موفقیت به حضور شاه میرسانم.
بگفت این و جست آن یل پاکهوش
به پرواز شد گرد با زور و توش
هوش مصنوعی: او این را گفت و آن جوانمرد با هوش را به پرواز درآورد و با قدرت و توان خود گرد و غبار ایجاد کرد.
به دوش نهنکال بر شد سوار
کمربند بگرفت با شاخسار
هوش مصنوعی: نهنگ بزرگ سوار بر کمرش جاذبهای را با شاخههای درختان به دوش گرفت.
ز ایوان کشتی برآمد نفیر
همه روی دریا سیه شد چو قیر
هوش مصنوعی: از ایوان کشتی صدای بلندی برخاست و تمام سطح دریا مانند قیر تیره و تار شد.
دو کشتی ز بس کشته آکنده شد
نهنک اندرون جا پراکنده شد
هوش مصنوعی: دو کشتی به دلیل تعداد زیاد کشتهها پر از اجساد شده و بدنهای مردگان در داخل آن پراکنده شده است.
همی گفت هر لحظه فرخنده سام
که ای پهلوانان گسترده نام
هوش مصنوعی: هر لحظه سام با شادی میگوید که ای پهلوانان، نام شما در دنیا پراکنده و معروف است.
بکوشید لختی به نیروی بخت
مگیرید سست این چنین کار سخت
هوش مصنوعی: کمی تلاش کنید و با کمک شانس و اقبال خود، این کار دشوار را آسانتر کنید.
یک امروز مردی به جای آورید
هنرهای مردان به پای آورید
هوش مصنوعی: امروز فرصتی پیدا کنید تا به انجام کارهای بزرگ و شایسته بپردازید و مهارتهای خود را به نمایش بگذارید.
اگر باز گردیم ازینجا به کام
توان برد ما را به ناموس نام
هوش مصنوعی: اگر دوباره به اینجا برگردیم، میتوانیم با شایستگی و احترام به ناموس و آداب و رسوم خود عمل کنیم.
وگر کشته گردیم هم باک نیست
که فرجام مردم بجز خاک نیست
هوش مصنوعی: اگر ما هم کشته شویم، مهم نیست؛ زیرا سرنوشت همه مردم جز خاک شدن نیست.
ز گفتار سام یل پاک رای
دل جنگجویان برآمد ز جای
هوش مصنوعی: از سخنان سام یل که انسانی درستکار و دلسوز بود، شور و هیجان دل جنگجویان برانگیخته شد و آنها از جای خود برخواستند.
چنان تیره گشت آتش کارزار
که از روی دریا برآمد شرار
هوش مصنوعی: آتش نبرد چنان سیاه و تاریک شد که شعلههایش از سطح دریا بیرون آمد.
همه روی دریا پر از کشته بود
ز کشته همه آب خون گشته بود
هوش مصنوعی: تمام سطح دریا پر از جنازه بود و به خاطر این کشتهها، آب هم به رنگ خون درآمده بود.
ز هر گوشه کشتی به کشتی رسید
همی آن ازین این از آن کین کشید
هوش مصنوعی: از هر گوشه کشتی به کشتی دیگر میرسید و هر کدام به سمت وارونهای حرکت میکرد.
سر تیر با سینه گستاخ شد
ز نوک سنان سینه سوراخ شد
هوش مصنوعی: تیری که به سمت سینه پرتاب شده، در اثر شدت ضربه باعث شده که سینه به طور وحشتناکی آسیب ببیند.
ز بس کشته بر روی دریا سپاه
چنان شد که کشتی نمئیافت راه
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه تعداد زیادی از سربازان در دریا کشته شدند، وضعیت به گونهای شد که کشتیها نمیتوانستند مسیر خود را پیدا کنند و حرکت کنند.
جهان پهلوان سام فرخنده فر
گرفته نهنکال دون را کمر
هوش مصنوعی: جهان زیر نظر و قدرت پهلوان سام قرار دارد و او در حال کنترل و سرکوب نهنگ دون است. این نشاندهندهی قدرت و تسلط او بر اوضاع و مشکلات است.
ورا آنچنان خشک در بند کرد
تو گفتی مر او را جگربند کرد
هوش مصنوعی: او را به قدری سخت و محکم در بند کرده که گویی قلبش را هم به بند کشیدهاند.
فرو کوفتند لشکر زابلی
بدان لشکر دیو از پر دلی
هوش مصنوعی: لشکر زابلی با شجاعت و دلیری به جنگ لشکر دیو پرداخت و آنها را به شدت شکست دادند.
یکی را به تیغ و یکی را به گرز
فرو ریختندی سر و دست و برز
هوش مصنوعی: یک نفر را با تیغ و دیگری را با گرز سر و دست و بدنشان را قطع میکردند.
ز آمد شد تیر پران عقاب
بپوشید تابان رخ آفتاب
هوش مصنوعی: عقاب که تیر پرانی قوی است، در هنگام طلوع آفتاب، رخش را درخشنده و تابان میسازد.
دلیران زابل اگر کم بدند
ولیکن به دریا مکرم بدند
هوش مصنوعی: افراد دلیر زابل اگر تعدادشان کم بود، اما دل بزرگ و نام بزرگی داشتند.
بماندند سرگشته دیوان نر
ز تیر دلیران زرین کمر
هوش مصنوعی: دیوان نر در تیر اندازی دلیران با کمر طلایی ماندند و سرگردان شدند.
نهنکال را داشت سام دلیر
به گردی و مردی چو غرنده شیر
هوش مصنوعی: سام دلیر با جسارت و شجاعتش مانند شیر پرقدرت و خشمگین به دور نهنگها میچرخید.
نیارست دم زد بر سام یل
تو گفتی مگر سام بودش اجل
هوش مصنوعی: آنکه نتوانست بر سر سام یل سخن بگوید، انگار که مرگ سام به سراغ او آمده بود.
وز آن سوی قلواد مانند باد
ابا قلوش آن پهلو پاکزاد
هوش مصنوعی: و از طرف دیگر، مانند بادی که به آرامی میوزد، آن جوان نیکو خود را به جلو میآورد.
دگر لشکر زابلی سر به سر
برآشفت مانند? شیر نر
هوش مصنوعی: لشکر زابلی به صورت جمعی و هماهنگ به پاخاستند، مانند شیر نر که در میدان نبرد با قدرت و شجاعت ظاهر میشود.
دو پر دل ز هر گوشهای بیدریغ
فرو کوفتند آن دوان را به تیغ
هوش مصنوعی: دو پرنده که با دلهایی نیکو از هر طرف به آن دو نفر حمله کردند و آنها را بدون رحم و مروت مجروح کردند.
به خون اندرون زورق آفتاب
چو کشتی که افکنده باشی در آب
هوش مصنوعی: در درون قایق آفتاب، خون جاری است مانند کشتی که در آب غرق شده باشد.
ز یک سوی سام یل اندر ستیز
نهنکال را داشت بر تیغ تیز
هوش مصنوعی: از یک سو سام یل در نبرد بود و در سوی دیگر نهنگ بزرگی بر تیغ تیزی ایستاده بود.
ز یک سوی دیگر جهانپهلوان
چو قلواش و قلواد چابک عنان
هوش مصنوعی: از سمت دیگر دنیا، پهلوانی چون قلواش و قلواد با چابکی و مهارت بر اسبش، کنترل و هدایتش را در دست دارد.
برآورده بودند تیغی به دست
تو گفتی مگر ژنده پیلاند مست
هوش مصنوعی: تو با تیغی در دست به میدان رفتی و گفتی که آیا اینها زرهپوشان پا در حصارند یا فقط شجاعانه در برابر تو ایستادهاند؟
ز بس دیو جنگی که افکنده بود
همه روی دریا پراکنده بود
هوش مصنوعی: به دلیل شدت درگیریهای جنگ، همهجا دریا پر از آشفتگی و نابسامانی بود.