برگردان به زبان ساده
چو سام نریمان چنان حال دید
برآورد سر بر سما بنگرید
هوش مصنوعی: همچون سام نریمان وقتی آن وضعیت را مشاهده کرد، سرش را بلند کرد و به آسمان نگاه کرد.
که ای پاک دادار پروردگار
توئی آفریننده مور و مار
هوش مصنوعی: ای پروردگار پاک و پاکیزه، تو هستی آفریننده همه موجودات کوچک و بزرگ، از جمله مور و مار.
جهانبخش و نیرودهنده توئی
بسی عادیان را فکنده توئی
هوش مصنوعی: تو باعث زندگی و قدرت بخشی به مردم زیادی هستی و به همین دلیل، آنها در این دنیا پراکنده و متفاوت شدهاند.
مکن شرمسارم به ایران زمین
به پیش منوچهر شاه گزین
هوش مصنوعی: ایران زمین را شرمنده من نکن، چون منوچهر شاه پیش روی من قرار دارد.
که گویند سام نریماننژاد
به سرحد چین و به ماچین فتاد
هوش مصنوعی: به میگویند که سام، پسر نریمان، به سرزمین چین و ماچین رسید.
نبد مرد دست نهنکال دیو
بشد کشته بر دست آن دیو نیو
هوش مصنوعی: هیچ مردی نمیتواند با دستان نیرومند یک دیو قدیمی مواجه شود و مگر اینکه او خود گرفتار آن دیو نشده باشد.
توام یاوری ده الاهم توئی
به هر جنگ پشت و پناهم توئی
هوش مصنوعی: تو همیشه یاور من هستی، در هر نبرد و دشواری به من تکیه میکنم و پشت و پناه من تویی.
مدد ده مرا تا بدین روی آب
بکوشم بدین دیو سر پرشتاب
هوش مصنوعی: کمک کن تا اینجا در این آب تلاش کنم، تا با این دیو سرسخت و عجول مقابله کنم.
بگفت ویکی نعره زد سام یل
برافروخت گرز از برای جدل
هوش مصنوعی: او گفت و سام یل با صدای بلندی فریاد زد و گرز خود را برای نبرد آماده کرد.
به نزدیک او راند کشتی خویش
یکی گرز زد بر سر تیره کیش
هوش مصنوعی: کشتی خود را به سمت او نزدیک کرد و به تندروی بر سر قوم کافر ضربهای زد.
سپر در سر آورد دیو دمان
یکی نعره بر سام زد در زمان
هوش مصنوعی: دیو شیاطین، با فریادی بلند، در هنگام غروب یک سپر بر سر گذاشت و به سام حملهور شد.
که این بود ضرب تو و گرز تو
به جنگ اندر و فره و برز تو
هوش مصنوعی: این شعر به این معنی است که این ضربه و قدرت تو در جنگ، نشاندهندهی توانایی و بزرگی تو است.
برین روی دریا هلاکت کنم
عذابی عجب دردناکت کنم
هوش مصنوعی: به این خاطر بر روی دریا به هلاکت میرسم و عذابی را که بسیار دردناک است برایت فراهم میکنم.
بدو گفت سام ای دد ژاژخای
در این جایگه هرزه کمتر سرای
هوش مصنوعی: سام به دد میگوید: ای موجود بیخود، در این مکان کمتر از این حرفهای بیهوده بزن.
اگر فر و زور خدائی بود
ترا خود زمن کی رهائی بود
هوش مصنوعی: اگر قدرت و شکوهی از آن خداوند بود، آیا تو میتوانستی از من رها شوی؟
کنم ماهیان را یکی میهمان
ز چشم تو ای دیو تیره روان
هوش مصنوعی: من ماهیها را به میهمانی میآورم، به خاطر چشمان تو، ای روح تاریک.
برآورد بار دگر سام نر
که تا بر زند بر سر دیو نر
هوش مصنوعی: سام نر که دوباره آماده میشود، قصد دارد تا به دیو نر ضربهای بزند و او را از پا درآورد.
بجست از بر او نهنکال دیو
به آب اندرون شد به شور و غریو
هوش مصنوعی: به دنبال او، نهنگ بزرگی به درون آب رفت و با سر و صدای زیاد، شور و هیجان به پا کرد.
بشد ناپدید اندر آن زیر آب
ندیدند او را کس از هیچ تاب
هوش مصنوعی: او در زیر آب ناپدید شد و هیچکس نتوانست او را ببیند.
به یک زیر کشتی شد آن دیو نر
برآورد کشتی ابر فرق سر
هوش مصنوعی: یک دیو قوی و بزرگ، مانند یک کشتی، بر روی سرش ابرهای تاریک و عظیم را به دوش میکشد.
هزار آدم و کشتی آنچنان
به بالای سر برد دیو دمان
هوش مصنوعی: هزاران آدم و کشتی را دیو بیرحم به شدت به آسمان پرتاب کرد.
بدش آب دریای چین تا کمر
بگفتش که ای سام فرخنده فر
هوش مصنوعی: بدش گفتند که از آب دریای چین تا کمر خود را در این دریا بزن. به او گفتند که ای سام، تو خوشبخت و موفق هستی.
چگوئی زنم بر سر فرق تو
به هم بشکنم فرق تا حلق تو
هوش مصنوعی: میگوید: چگونه میتوانم به تو بگویم که چقدر میخواهم میان تو و خودم فاصله را از بین ببرم و به گونهای با تو رفتار کنم که تو را به خودم نزدیکتر کنم؟
ولیکن جوانی تو ای نامدار
برو بازگردان سپه را ز کار
هوش مصنوعی: اما ای جوان معروف، برو و سپاه را از کار بازگردان.
بگفت این و گرداند کشتی ز دست
به آب اندرون کرد آن دیو پست
هوش مصنوعی: او این را گفت و کشتی را از دستش رها کرد و آن دیو نفرین شده را به درون آب انداخت.