برگردان به زبان ساده
برآورد یک تیر گرشاسپی
نوشته بر آن نام شیداسپی
هوش مصنوعی: تیری به نام گرشاسپ ساخته شد که بر روی آن نام شیداسپ نقش بسته بود.
به چاچی کمان راند اندر زمان
بزد بر بر دیو تیره روان
هوش مصنوعی: زمانی که تیر از کمان رها شد، به سوی دیوی تیره و وحشتناک پرتاب شد.
نشد کارگر تیر قلواد گرد
درآمد نهنکال با دستبرد
هوش مصنوعی: تلاش تیر قلواد نتیجه نداد و کار به جایی نرسید، اما نهنگ بزرگ با قدرتی که داشت، هر چیزی را تحت تأثیر قرار داد.
کجا اندر آن کشتی نامدار
که قلواد بود اندر آن کامکار
هوش مصنوعی: در کجای آن کشتی با شهرت و آوازه باید بود که قلواد، فردی کارآمد و توانا، در آن حضور دارد؟
کمرگاه قلواد یل را گرفت
ربودش ز کشتی همان دم شگفت
هوش مصنوعی: فردی قوی و نیرومند، در لحظهای خیرهکننده، کمر قهرمان را گرفت و او را از کشتی به دریا انداخت.
برآورد بر روی دستش روان
که اندازدش سوی بحر گران
هوش مصنوعی: او با دقت و احتیاط، یک اشیا را بر روی دستش نگه داشته است و قصد دارد آن را به سوی دریا بیفکند.
مگر سام را دیده بر وی فتاد
فتادش یکی آتش اندر نهاد
هوش مصنوعی: آیا سام را دیدهای که بر او آتشی افکنده شد؟
برآورد گرز نریمان گرد
درآمد بدان دیو با دستبرد
هوش مصنوعی: نریمان با قدرت و شجاعت دست به کار شد و به مقابله با آن دیو خطرناک رفت.
بزد بر نهنکال گرز یلی
فتادش ز کف پهلو زابلی
هوش مصنوعی: او با یک گرز بزرگ به نهنگ ضربه زد، و نهنگ از دستش افتاد و به پهلو دراز کشید.
به جان رست قلواد از دست او
وگرنه به جان بود پابست او
هوش مصنوعی: اگر کمک او نبود، من از درد و رنج رهایی نمییافتم و اگر نبودش، همچنان در بند مشکلات باقی میماندم.
نهنکال آن دم یکی جوش زد
بجنباند سر گوش بر گوش زد
هوش مصنوعی: در آن لحظه، نهنگی ناگهان یکی از ابعاد خود را به حرکت درآورد و سرش را به گوشهای دیگران نزدیک کرد و به نوعی با آنها ارتباط برقرار کرد.
دو گوشی به مانند دو گوش پیل
رخ او سیه همچو دریای نیل
هوش مصنوعی: دو گوش او به اندازه دو گوش فیل است و چهرهاش سیاه و تیره مانند دریای نیل.
یکی جستنی کرد همچون پلنگ
به کشتی قلوش درافکند چنگ
هوش مصنوعی: شخصی بهسرعت و چابکی مانند پلنگ به جستوجو پرداخت و با قدرت و سرعت به چیزی دست یافت.
در آن توی کشتی به قد چون منار
باستاد مانند دریای قار
هوش مصنوعی: در آنجا بر روی کشتی، به قد خودمان ایستادهایم و مانند دریای عمیق، استوار و ثابت به نظر میرسیم.
چو قلوش ورا دید خود را ندید
ز دهشت سرانگشت خود را گزید
هوش مصنوعی: وقتی او را دید، چنان ترسید که نتوانست خود را ببیند و به خاطر وحشت، انگشتش را گزید.
یکی زور بر زد نهنکال دیو
در آن توی کشتی به بانگ غریو
هوش مصنوعی: یک نفر با قدرت به دیوانه و عصبانی شد و در کشتی، صدایی بلند و وحشتناک به راه انداخت.
فرو برد کشتی به دریای آب
خود اندر میان بود پرپیچ و تاب
هوش مصنوعی: کشتی به درون دریای خود فرو رفت و در وسط آن، راهی پرپیچ و خم را پیمود.
هزار آدمی غرق کرد آن زمان
خود استاده مانند کوه گران
هوش مصنوعی: در آن زمان که هزاران نفر غرق شدند، خود آن شخص به طور محکم و استوار مانند کوه ایستاده بود.
کجا آب بد تا کمرگاه او
همی زد چپ و راست آن جنگجو
هوش مصنوعی: جای آب کجا بود که تا کمر آن جنگجو هم میخورد و در دو طرف جریان داشت؟
شنیدم که آن قلوش زابلی
شنا برد چون مردم کابلی
هوش مصنوعی: من شنیدهام که آن جوان زابلی در شنا مهارت دارد، مانند مردم کابلی.
بزد دست و پائی بر آن روی آب
به کشتی درافکند خود را به تاب
هوش مصنوعی: او با دست و پا به روی آب زد و خود را به کشتی انداخت تا به آرامش برسد.