برگردان به زبان ساده
ازین پس سخن گویم از سام نیو
همان هم ز پیکار فرعین دیو
هوش مصنوعی: از این به بعد درباره سام نیو صحبت میکنم، همانطور که از نبرد با دیو فرعین نیز سخن میگویم.
چو فرعین لشکر به کشتی نشاند
بر آن ژرف دریای بی بن براند
هوش مصنوعی: زمانی که گروهی از سربازان فرعونیان بر کشتی نشسته و بر دریای عمیق و بیکران حرکت میکنند، نشان میدهد که آنها به دنبال هدفی بزرگ و ممکن است در شرایطی دشوار قرار دارند.
چنین گفتن فرعین دیو دمان
همانا ز دیوان سر آمد زمان
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که این صحبتها از جانب فرعین، موجوداتی شبیه به دیوها، ارائه شده است و نشاندهنده این است که زمان حکومت دیوان به پایان رسیده است.
شما یکسره خود به چنگال تیز
نمائید بر دشمنان رستخیز
هوش مصنوعی: شما تمام تلاش خود را بر این بگذارید که دشمنان را به زانو درآورید و بر آنها غالب شوید.
ز دیوان به چنگال و گردان به تیر
ببود آب دریا چو شنجرف و قیر
هوش مصنوعی: از دیوان به چنگال و گردان به تیر، آب دریا مانند شنجرف و قیر بود. در واقع، منظور این است که آب دریا به شدت تیره و غلیظ بود و به شکل قیر یا شنجرف (نوعی رنگ سیاه) به نظر میرسید.
تن ماهیان گشته از تیر پر
ز شصت دلیران و از تاب خور
هوش مصنوعی: تن ماهیان به خاطر تیراندازی شصت دلیر به شدت آسیب دیده و خسته شدهاند و تحت فشار تابش خورشید قرار دارند.
ز آمد شد تیر بر سر و گوش
تو گفتی هوا خانه چوبپوش
هوش مصنوعی: هوا به شدت به وزش و حرکت درآمده و مثل تیر بر سر و گوش تو میتابد، گویی که این فضا به یک خانه چوبی تبدیل شده است.
ز بس خون که از هر سوئی ریختند
ز خون آب دریا برآمیختند
هوش مصنوعی: به خاطر ریختن زیاد خون در هر سمت، آب دریا با خون ترکیب شد.
زبس کشته دیوان به آب اندرون
بدی قوت دو سال ماهی فزون
هوش مصنوعی: به دلیل وجود آب فراوان، دیوان بیتاب و سرگردان شدهاند و این باعث شده که ماهیها به اندازه دو سال خوراک و قوت کافی داشته باشند.
دل سام نیرم ز غم خسته شد
که آن جنگ و اشتاب آهسته شد
هوش مصنوعی: دل سام نیرم از غم آسیب دید و آرامش جنگ و تلاطم به دست آمد.
یکی نعره زد هم اندر شتاب
که تا شد بدان دیوها زهره آب
هوش مصنوعی: فردی فریاد زد و به سرعت گفت که باید به دیوها حمله کنیم تا آنها را شکست دهیم.
ز بیمش بسی دیو شد سرنگون
سیه گشتشان اندرون و برون
هوش مصنوعی: به دلیل ترس او، بسیاری از دیوان به زمین افتادند و درون و بیرون آنها سیاه شد.
به آواز گفت از نژاد و گهر
که سامم به نام و نریمان پدر
هوش مصنوعی: من به صدای بلند اعلام میکنم که من از نسل و خانوادهای بزرگ هستم، فرزند سام و نریمان.
چنین تا به جمشید شاه جهان
پدر بر پدر یاد دارم نهان
هوش مصنوعی: به این ترتیب، من از زمان جمشید، شاه بزرگ و جهانی، یادها و خاطراتی از اجدادم را در دل نهان دارم.
همه رفته اندر جهان فراخ
به من مانده مردی و ایوان کاخ
هوش مصنوعی: همه به دنیای وسیع رفتهاند، اما من تنها ماندهام و فقط یک مرد و ایوانی از کاخ دارم.
همه نام و ننگ از پی عشق یار
بدادم نه دل هست نه صبر و قرار
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق یارم تمام نام و ننگ را فدای او کردم، دیگر نه دلی در دست دارم و نه صبر و آرامشی برایم مانده است.
نه اندیشه از دیو دارم نه جنگ
نترسم ز نر اژدها و پلنگ
هوش مصنوعی: من نه از فکر شیطان میترسم و نه از نبرد با درندههایی چون اژدها و پلنگ.
هر آن کو به مردی دلاورترند
به یک زخم پیکار من بنگرند
هوش مصنوعی: هر کسی که فکر میکند میتواند از من شجاعتر باشد، باید به آثار جنگ من توجه کند.
بگفت این و بگرفت تیر و کمان
نشان کرده اندر تن بدگمان
هوش مصنوعی: او این را گفت و تیر و کمان را برداشت و نشانه را بر بدن کسی که بدگمان بود، قرار داد.
ز زخم تن دیو اندر شتاب
ز پشت سیم دیو رفتی به آب
هوش مصنوعی: از درد و زخمهای عمیق، به سرعت به سمت آب رفتی، مانند اینکه بر پشت دیوی نقرهای نشستهای.
هر آن تیر کز زخم و از پشت جست
بینداختی چار و سه گشت پست
هوش مصنوعی: هر تیر که به خاطر زخم و آسیب به تو شلیک کردند، در نهایت به زمین افتاد و از ارزشش کاسته شد.
چو افکند دیوان صدوشصت وچار
به تیر و کمان اندر آن کارزار
هوش مصنوعی: هنگامی که دیوان و حاکمان با تعداد زیادی در میدان نبرد مواجه شدند، در آن جنگ با تیر و کمان به نبرد پرداختند.
دگر نیزه کو بد صد و سی ارش
طلب کرد و آورد در زیرکش
هوش مصنوعی: شخص دیگری نیز که صد و سی تیر درخواستی داشت، آنها را تهیه و در زیر سلاح خود آورد.
به کشتی زدش نیزه اندر شتاب
بزد کشتی و ریخت دیوان در آب
هوش مصنوعی: نیزه به کشتی برخورد کرد و آن را به شدت تحت تاثیر قرار داد، به گونهای که کشتی غرق شد و دیوان (مخلوقات یا موجودات غیر انسانی) در آب ریختند.
فراوان ز دیوان به دریا نگون
شده غرقه عرق دریای خون
هوش مصنوعی: بسیاری از دیوانگان در دریا غرق شدهاند و این غرقابی، عرقی از خون است.
یکی دیو با هول مانند برق
به پولاد و جوشن تنش بود عرق
هوش مصنوعی: یک دیو به شکل وحشتناکی شبیه به برق، بر روی زره و بدنهاش عرقی از ترس میریزد.
گرفتش کمرگاه سام دلیر
مگر کش رباید به مردی ز شیر
هوش مصنوعی: او کمرگاه سام دلیر را گرفت، مگر اینکه کسی به قدرت و شجاعت از شیر او را برباید.
سپهبد یکی تیغ زد بر سرش
به دو نیمه شد تا رگ و پیکرش
هوش مصنوعی: یکی از سرداران با ضربتی بر سر او زد و او به دو نیم تقسیم شد تا جایی که عروق و بدنش نمایان شد.
به لشکر جنین گفت پس پهلوان
که ای رزمدیده دلاور گوان
هوش مصنوعی: به سربازان گفت پهلوان، ای جنگجوی دلیر و باتجربه، همگی آماده باشید.
بدانید در روز رزم و هنر
که یک دشت گوری یکی شیر نر
هوش مصنوعی: بفهمید که در روز جنگ و نبرد، یک دشت پر از قبر و یک شیر نر در کنار هم وجود دارد.
به چنگال و دندان و موران و مار
برآرد مثل گر بود صدهزار
هوش مصنوعی: اگر غولی مانند ظالم و خطرناک به وجود بیاید، باید با همه قدرت و وسایل موجود، از جمله سلاح و نیروی انسانی، با او مقابله کرد.
بگفت این و آهنگ کردن گرفت
ز کشتی به کشتی سپردن گرفت
هوش مصنوعی: گفت این را و شروع به حرکت کرد، از یک کشتی به کشتی دیگر منتقل شد.
برآمد ز تیغش ز دیوان غریو
همه روی دریا پر از لاش دیو
هوش مصنوعی: تیغ برآمده از او، صدایی از دیوان برآورده و تمامی سطح دریا پر از لاشههای دیو شده است.
به گرز و به نیزه ز شمشیر و تیر
برآوردی از جهان دیوان نفیر
هوش مصنوعی: با ضربات گرز و نیزه، از شمشیر و تیر به گوش دیوان زخم و فریاد میزدی و از دنیا صدای هولناکی برمیخاست.
ز کشتی به کشتی همی شد دلیر
همی گشت میجست دشمن چو شیر
هوش مصنوعی: از یک کشتی به کشتی دیگر میرفت و شجاعانه عمل میکرد، همچون شیری به جستجوی دشمن میپرداخت.
چو بر آتش خور بپوشید دود
از آن نره دیوان دو بهره نبود
هوش مصنوعی: زمانی که شعلههای آتش بلند میشود، دودی که به وجود میآید، نشاندهنده وجود چیزی است که در حال سوختن است. در چنین حالتی، دیوانگان یا مجنونها هیچ بهرهای از آن نمیبرند.
شب تیره چون شد میانجی ز راه
جدا کردشان جمله از هم سپاه
هوش مصنوعی: در شب تاریک، راهی جدا کننده بین آنها ایجاد شد و همه را از یکدیگر دور کرد.
ز هر دو طرف لنگر انداختند
به خاب و خورش گردن افراختند
هوش مصنوعی: از هر دو طرف، کشتی لنگر انداخت و در خواب و خورشید، سرها را بالا نگه داشتند.
ببود از دو سو نعره پاسبان
چو رعد از دل تیره ابر شبان
هوش مصنوعی: از دو طرف فریاد نگهبان به گوش میرسد، مانند رعدی که از دل ابر تیره در شب به صدا درمیآید.
همه دیوها را دل و دیده خون
که فردا چه سازیم تدبیر چون
هوش مصنوعی: همه موجودات بدخواه و شیطانی را در دل و چشمان خود پر از اندوه و ناراحتی داریم، چون نمیدانیم فردا چه تدبیری برای آیندهمان باید بیندیشیم.
به صد زحمت از چنگ یل جستهایم
ز هر رستگان پنج و شش خستهایم
هوش مصنوعی: با تلاش بسیار از دست دشمن رهایی یافتهایم و از بین هر پنج یا شش نفر در این راه، تنها یک یا دو نفر باقی ماندهاند که زخمخورده و خستهاند.
به نزد نهنکال پیکی روان
دواندند کای نامور پهلوان
هوش مصنوعی: پیکی را به سمت نهنگکال فرستادند و او را به عنوان یک پهلوان مشهور معرفی کردند.
ز دیوان دو بهره بهی شد به جنگ
چو سام نریمان نباشد نهنگ
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، وقتی سام نریمان (شجاع و نیرومند) در میدان نبرد نباشد، نیروهای دشمن به راحتی برتر خواهند شد. در واقع، نبودن یک پهلوان کارآمد سبب میشود که حریفان قدرت بیشتری پیدا کنند و پیروز شوند.
کسی مرد پیکار این مرد نیست
اگر کام خواهی ازیدر مایست
هوش مصنوعی: هیچ کس در نبرد با این مرد نمیتواند مقابلش بایستد، اگر به دنبال هدفی هستی، از او دوری کن.
در آن دم که با او رسیدیم تنگ
فرو کوفتیم آن زمان طبل جنگ
هوش مصنوعی: در لحظهای که با او روبرو شدیم، به شدت به جنگ و درگیری پرداختیم.
به کشتی روان سام چون پیل مست
صد و شصت گز نیزه دارد به دست
هوش مصنوعی: سام مانند یک فیل نیرومند و سرشار از قدرت، با کشتی خود به جلو میرود و در دستش نیزهای به طول صد و شصت گز دارد.
سنانش چو در جنگ آرد گذار
ز کشتی دیوان برآرد دمار
هوش مصنوعی: چون نیزهاش را در نبرد به حرکت درآورد، بر کشتی دیوان ویرانی و نابودی میافکند.
ز کشتی به کشتی درآید چو شیر
ز دیوان جنگی نماید اسیر
هوش مصنوعی: وقتی که شیر از یک کشتی به کشتی دیگر میپرد، نشان از قدرت و شجاعت اوست که در میدان جنگ دشمنان را به تسخیر در میآورد.
ز تیر و کمانش چه گوئیم باز
به هر زخم تیری دو سه رزمساز
هوش مصنوعی: از تیر و کمان او چه بگوییم؟ هر تیر او دو یا سه دلیر کارزار را مجروح میکند.
ز گرزش به هر سر که آید به خشم
ز سر مغز بیرون جهد نیز چشم
هوش مصنوعی: اگر کسی با خشم به تو حمله کند، حتی از سر شخصی که به او حمله شده، مغز و عقل نیز در میآید و چشمها کور میشوند.
ز دریا به دیوان سرآید زمان
همانا که یک تن نیابیم امان
هوش مصنوعی: زمانی که از دریا به دیوان بیاییم، به یقین میتوان گفت که وقتی هیچ کس را در امان نیابیم.
به یک ساعت این یل که حمله برد
بود قوت صد ساله ماهی خورد
هوش مصنوعی: در یک لحظه، این قهرمان که به حمله پرداخته، انرژی و قدرتی برابر با صد سال را به دست آورد و مانند یک ماهی قوی شد.
به بیچارگی تا به روز دگر
کشیم انتظار تو ای نامور
هوش مصنوعی: به خاطر بیچارگیام تا فردا منتظر تو هستم، ای مشهور و عزیز.
اگر دیرتر آمدی جنگجوی
بود سام چون سنگ و دیوان سبوی
هوش مصنوعی: اگر دیرتر بیایی، سام مانند سنگ و دیوان جنگجو خواهد شد.
همه خورد خواهد شکستن به راه
کند شاه بر کار ما خود نگاه
هوش مصنوعی: همه چیز به زودی به پایان خواهد رسید، اما پادشاه بر امور ما نظارت خواهد داشت و خود را در کارهایمان دخیل میکند.
بدین سان دلافکار و زاریم ما
دل و دیده در انتظاریم ما
هوش مصنوعی: دل و فکر ما اینگونه است که به شدت دلتنگ و حالتی افسرده داریم و در انتظار چیزی هستیم که دل و چشممان را شاد کند.
اگر گل به دست تو باشد مبوی
دل نره دیوان خود را بجوی
هوش مصنوعی: اگر گلی در دستان تو باشد، دل خود را غمگین نکن و به دنبال دیوانگی خود نرو.
یکی دیو پوینده پر غریو
بیامد به نزد نهنکال دیو
هوش مصنوعی: یک دیو پر سر و صدا و تندخو به نزد نهنکال دیو آمد.
سراسر بدو باز گفت آنچه بود
نهنکال از غصه برجست زود
هوش مصنوعی: تمامی مشکلات و ناراحتیهای خود را با او در میان گذاشتم؛ بهگونهای که به خاطر اندوه، به سرعت از دلم بیرون آمد.
روان شد ابا لشکر بیشمار
همه نره دیوان جنگی کار
هوش مصنوعی: یک لشکر بزرگ و بینظیر به میدان آمده و روحی از آن عبور کرده است که کار جنگ را به دوش دارد.
همه لشکرش را به کشتی نشاند
به دریا و او خود پیاده بماند
هوش مصنوعی: تمام سپاهش را به کشتی سوار کرد و به دریا فرستاد، اما خودش بر روی زمین ماند.
همی آب دریا بدش تا کمر
خورش در پر گوش کردی گذر
هوش مصنوعی: دریا به قدری عمیق است که حتی اگر بخواهی با کمر در آن شنا کنی، قادر نخواهی بود، زیرا خورشید در گوشهای از آن دیده میشود.
هر آن کش بدیدی برفتی ز هوش
بدان زشتی و سهم آن دیو زوش
هوش مصنوعی: هر کس که به زشتیها و دیوانگیها توجه کند و آنها را ببیند، آرامش و هوشیاریاش را از دست میدهد.
از آن سو چو شب رفت اندرسحاب
برافکند خورشید رخشان نقاب
هوش مصنوعی: زمانی که شب به پایان میرسد و پس از آن، خورشید درخشان به آرامی پرده ابرها را کنار میزند.
ز نو کینه جنگ کردند ساز
همه آدم و دیو شد رزمساز
هوش مصنوعی: با تازگی و تجدید نظر، جنگ و نبردی آغاز شده است که همهٔ انسانها و نیروهای شیطانی در آن آمادهٔ مبارزه و مقاومت هستند.
دو لشکر سر از خواب برداشتند
زکین تیغ و نیزه برافراشتند
هوش مصنوعی: دو سپاه از خواب بیدار شدند و شمشیر و نیزههای خود را آماده کردند.
یکی دیو را نام قوپیل بود
به پیش آمد و پیشدستی نمود
هوش مصنوعی: یک دیو به نام قوپیل به جلو آمد و دست به کار شد.
فغان کرد کای نره دیوان جنگ
به سنگ گران سنگ بگشای چنگ
هوش مصنوعی: آه و گریهای میکند که ای جنگجوی نیرومند، بر سنگ سختی که بر سر راهمان است غلبه کن و چنگال خود را باز کن.
بکوشید تا لشکر سام یل
ز کشته شود روی دریا چو تل
هوش مصنوعی: سعی کنید تا ارتش سام یل از میدان جنگ برود و مانند تلی بر روی آب باقی بماند.
که این دم بیاید نهنکال دیو
رسد زود ز آدم برآرد غریو
هوش مصنوعی: زمانی که این لحظه فرابرسد، دیو بزرگ به سرعت از انسان خارج شده و فریاد و هیاهو را به راه خواهد انداخت.
ز سام و ز لشکر برآرد دمار
بگیرد کندشان همه خوار و زار
هوش مصنوعی: از سام و سپاه، آواری میآید که همه را به خفت و ذلت میکشاند.
کسی را کجا تاب آن روز کین
نماند یکی آدمی بر زمین
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند سختی و وحشت آن روز انتقام را تحمل کند، زیرا هیچ انسانی بر روی زمین توانایی آن را ندارد.
بگفت این و آهنگ آویز کرد
ز دیوان صف جنگ را تیز کرد
هوش مصنوعی: او این را گفت و به آهنگ خود ادامه داد، و صف جنگ را به نشاط و تندی کشید.
یکی را نبد رحم بر جان کس
نه فریادخواه و نه فریادرس
هوش مصنوعی: هیچ کس نسبت به جان دیگری رحم و شفقتی ندارد، نه کسی برای کمک به فریاد او میآید و نه کسی از او حمایت میکند.
بدان گفته سام اندر آمد به گوش
درآورد گرز گران را به دوش
هوش مصنوعی: بدان سخن سام به گوش رسید، و او بار سنگینی را بر دوش خود احساس کرد.
ولی از گرانسنگی گرز او
کسی را نبد تاب آن برز او
هوش مصنوعی: اما هیچکس نتوانست تاب و توان مقابله با سنگینی و قدرت او را داشته باشد.
ز کشتی به کشتی برفتی چو گرد
همی کشت دیوان جنگی نبرد
هوش مصنوعی: تو همچون گردی که از یک کشتی به کشتی دیگر میچرخد، از یک سرنوشت به سرنوشت دیگری میروی و در میانهی نبردهای دیوانهوار گرفتار هستی.
ز یک سوی قلواد و قلوش دگر
به سوی دگر جنگ را چارهگر
هوش مصنوعی: در یک سمت، جمعیتی با لباسهای خاص وجود دارد و در سمت دیگر نیز جنگی در حال وقوع است که به دنبال راهحلی برای آن هستند.
بکشتند بسیار دیوان سران
شماره نه پیدا بدی اندر آن
هوش مصنوعی: در اینجا صحبت از کشتار و قتل افرادی است که در مقامهای بالایی قرار داشتند. تعداد زیادی از این افراد قربانی شدهاند و نشانهها و آثار آن کشتار در آنجا قابل مشاهده است.
شده دیو ترسان و گردون دلیر
به بدخواه برگشته بودند چیر
هوش مصنوعی: دیوها ترسناک شده و آسمان هم شجاع گشتهاند، به طوری که در مقابل بدخواهان ایستادهاند و آنها را چیره شدهاند.
نه پائی که جائی گریزان شوند
نه دستی که کوی گریبان شوند
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که نه پای کسی میتواند به جایی فرار کند و نه دست کسی میتواند به جایی بروز خشونت یا درگیری بیاورد. در واقع، اشاره به این دارد که هیچ حرکتی یا عملی نمیتواند به نقاط خطرناک یا نامطلوب منتهی شود.
پدر بازنشناخت فرزند را
برادر نه هم خویش و پیوند را
هوش مصنوعی: پدر نتوانست فرزندش را بشناسد و او را برادر نیافت، نه به عنوان نزدیکترین خویش و نه به خاطر نسبت خانوادگیشان.
ز تیر دلیران همچون تگرگ
ببارید و بر زنده شد عمر مرگ
هوش مصنوعی: از تیرهای شجاعان مانند تگرگ بارید و زندگی را بر مرگ پیروز کرد.
ز زنهار دیوان و از الامان
فغانشان رسیده به هفت آسمان
هوش مصنوعی: زنگ خطر دیوانگان و نالههای نجاتخواهیشان به آسمانها بلند شده است.
ز هر سوی دلیری به پیکار بود
نبد جنگ گر جنگ پیکار بود
هوش مصنوعی: در هر طرف دلاوری برای نبرد آماده بود، اگر جنگ واقعی بود، یعنی چیزی فراتر از فقط جنگیدن.
بگفتند با یکدگر دیو دون
نمانیم ما زنده چون مرده چون
هوش مصنوعی: گفتند که ما دیگر در کنار هم نخواهیم ماند، زیرا در این وضعیت مثل مردگان خواهیم بود.
نداریم ما تاب یل روز جنگ
همانا زمانمان رسیده است تنگ
هوش مصنوعی: ما در جنگ توان مبارزه نداریم و زمان ما به پایان رسیده است.
درین گفتگو و ازین رزم سیر
شده دیوها را سر از رزم سیر
هوش مصنوعی: در این گفتوگو و از این جنگ، دیوها خسته شده و سر جنگ را رها کردهاند.
ز دیوان غریو و ز مردان خروش
ز خون دلیران زدی بحر جوش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف میپردازد که از دیوان و مردان با صدای بلند و خروش ناشی از دلیران، آوای بلندی به گوش میرسد که نشاندهنده شور و هیجان است. به عبارت دیگر، این صداها نماد جوش و خروش خون دلیران و دلاورانی است که به مبارزه و تلاش دست زدهاند.
برآمد فغانی و شور و غریو
که هیهات از زور سردست نیو
هوش مصنوعی: صدایی بلند و شوری برپا شد، که ای وای از قدرت دست نیو.
چو سام آنچنان کرد مدهوش شد
یکی ساعتی نیز خاموش شد
هوش مصنوعی: زمانی که سام چنین کاری انجام داد، او به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و برای مدتی نیز خاموش و بیحرکت ماند.
چو باهوش آمد بغرید باز
که ای پهلوانان گردن فراز
هوش مصنوعی: وقتی که باز با هوش و چابک آمد، درخشیدن و خودنمایی کرد و گفت: ای پهلوانان، شما که سرهایتان را بلند کردهاید.
مترسید از آب و از دیو نر
که اکنون به حکم یکی دادگر
هوش مصنوعی: از آب و موجودات ترسناک نترس، زیرا اکنون بر اساس حکم یک داور عادل، اوضاع خوب است.
کنم سرنگون کشتیانشان همه
کنم طعمه ماهیانشان همه
هوش مصنوعی: من کشتیهایشان را به زیر میکشم و همه آنها را طعمه ماهیها میکنم.
بگفت و درآمد دگر باره باز
چو کوهی مر آن کرده گردنفراز
هوش مصنوعی: او گفت و دوباره وارد شد، همانند کوهی که سرش را بالا گرفته است.
بزد باز برکشتی آن نیزه را
یکی روز آورد استیزه را
هوش مصنوعی: یک روز، نیزه را دوباره به سمت کشتی پرتاب کرد.