برگردان به زبان ساده
کسانی که در سخن سفتهاند
چنین با من از هر دری گفتهاند
هوش مصنوعی: افرادی که در گفتار خود دقت ندارند، درباره من از هر موضوعی صحبت کردهاند.
که چون تاج جمشید زرینه جام
نهادند بر طاق فیروزه فام
هوش مصنوعی: زمانی که شکوهمندترین و زیباترین تاج جمشید، که به زرق و برق خود معروف بود، بر روی سازهای با طاقی به رنگ آبی زیبا قرار داده شد.
سبک سام بر پیلپیکر نشست
سپه را بفرمود تا برنشست
هوش مصنوعی: سام سبکبار بر روی فیل پرقدرتی سوار شد و به لشکر فرمان داد که آماده شوند و سوار شوند.
درفش از درخشنده مه برفراخت
فرس بر سر چرخ گردنده تاخت
هوش مصنوعی: پرچم درخشان زیر نور ماه بالا رفت و اسب بر روی آسمان گردان شتاب گرفت.
برون شد پریدخت از بارگاه
چو خورشید تابان ز ابر سیاه
هوش مصنوعی: دختر پری از کاخ خارج شد مانند خورشید درخشان که از پشت ابرهای تیره بیرون میآید.
رخ افروخته قامت افراخته
جگر سوخته با جگر ساخته
هوش مصنوعی: چهرهای سرخ و زیبا، قامت بلند و دلسوختهای دارم که با این دل سوخته به زندگی ادامه میدهم.
شکر تشنه چشمه نوش او
قمر بنده حلقه در گوش او
هوش مصنوعی: شکر شیرین و دلنشین است، مانند کسی که به آب گوارا و خنک دسترسی دارد. قمر به زیبایی و درخشندگی اشاره دارد و بندهای که به واسطه عشق و محبت به معشوق به خود میبالد و خود را به او متصل کرده است.
چو مهرش نشاندند در مهد زر
به مه مهد را برکشیدند سر
هوش مصنوعی: وقتی که او را در گهوارهای از طلا نشاندند، چهرهاش چون ماه تابید و گهواره را روشن کرد.
چو زلفش نشاندند رخ سوی چین
چو چشمش گشادند بر مه کمین
هوش مصنوعی: وقتی که زلف او را روی صورتش قرار دادند و هنگامی که چشمانش را باز کرد، جلوهاش به زیبایی ماه بود.
به پرواز بر کرده مهدش ز جا
هوا در سرو چتر در سر به پای
هوش مصنوعی: در این بیت، تصویر روحی آزاد و رهایی به نمایش گذاشته شده است. گویی که چیزی در حال پرواز است و از مکانی که در آن قرار دارد، به سمت آسمان میرود. درخت سرو به عنوان نماد زیبایی و استقامت در نظر گرفته شده و چتر به عنوان نمادی از حمایت و حفاظت به تصویر کشیده میشود. به طور کلی، این معنی حس آزادی، زیبایی و حمایت را منتقل میکند.
دهل زن به جولان درآورده کوس
علم قبه ماه را داده بوس
هوش مصنوعی: نوازنده دهل به وجد آمده و سرود و شادی را آغاز کرده است و علم و نشانه ماه را به نشانه احترام میبوسد.
سپاهی چو مور و ملخ در شتاب
سبک شد عنان و گران شد کار
هوش مصنوعی: سپاهی مانند مور و ملخ در حال حرکت و شتاب است، در حالی که فرماندهی و کنترل را رها کرده و کارها دشوار و سنگین شدهاند.
علم بر در چین برافراختند
چو آهوی مشکین به چین تاختند
هوش مصنوعی: دانش و علم را در چین پرچم زدهاند و مانند آهوی خوشبو و زیبا، به سمت چین حرکت کردهاند.
همه سرفرازان پذیره شدند
در ایشان رسیدند و خیره شدند
هوش مصنوعی: همه افراد برجسته و با افتخار به آنجا آمدند و وقتی به دیدن آنها رسیدند، حیرتزده شدند.
برون آمد از شهر فغفورشاه
خروش تبیره رسانده به ماه
هوش مصنوعی: فغفورشاه، از شهر بیرون آمد و صدای بلندی به مانند طنین ماه را به گوش رسانید.
به هر برج منزل گرفته مهی
به هر منزلی سر نهاده شهی
هوش مصنوعی: در هر ماه، ماهی در جایی قرار دارد و در هر مکان، پادشاهی سلطنت میکند.
به دیبای چینی بیاراسته
به هر گنج گنجی بد از خواسته
هوش مصنوعی: به لباس لطیف و زیبایی مزین شده و هر ثروتی که به دست آمده، از خواسته و آرزوهای دل نشأت گرفته است.
ترنمنواز آن نوا ساخته
به هر گوشهای چنگ بنواخته
هوش مصنوعی: آوای دلنواز آن موسیقی به گونهای است که در هر گوشهای نوازشگر دلها شده و طنین انداز میشود.
به هر جا زده قبله زرنگار
نشستند سیمینبران چون نگار
هوش مصنوعی: در هر مکانی که دقت و هوشیاری به کار رود، افرادی با ویژگیهای زیبا و خوشنما حضور دارند.
همین رفت سام و سران سپاه
چو سیاره بر گرد تابنده ماه
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری ترسیم شده است که حرکت سام و فرماندهان سپاه را شبیه چرخش سیارات در اطراف ماه توصیف میکند. در واقع، سام و سپاه او به سمت هدف خود در حال حرکت هستند و این حرکت را با نظم و زیبایی توصیف میکند، مانند گردش سیارات که دور یک منبع نور قرار دارند.
به ایوانش آورد و زر برفشاند
جواهر چو باران به سر برفشاند
هوش مصنوعی: او را به ایوانش برد و همچون باران جواهراتی از طلا بر سرش ریخت.
ابر تخت شد سام فرخنده راه
شدش گوشه تخت شه تکیهگاه
هوش مصنوعی: ابر به مانند یک تخت برای سام فرخنده درآمد، و راهی برای او به گوشه تخت پادشاهی گشوده شد.
سر تاج را او به مه برفراخت
سر از طارم پیشگه برفراخت
هوش مصنوعی: او تاج را به زیبایی و با افتخار بر سر گذاشت و سرش را از بلندی و جایگاه شریف خود بلند کرد.
پری دخت مه روی را چون پری
که گشتی پری مستش از دلبری
هوش مصنوعی: دختری زیبا و دلربا مانند پری است که از عشق و محبت به سرخوشی و وجد آمده است.
به زرین عماری به ایوان رساند
چو سرو روانش به بستان رساند
هوش مصنوعی: او را به عمارتی طلایی و به ایوانی زیبا بردند، مانند سروی که به یک باغ سرسبز و پرطراوت هدایت میشود.
ز پردهسرا جام گلرنگ خواست
ز هر گوشهای نغمه چنگ خواست
هوش مصنوعی: از باغ گل، جامی پر از گلهای رنگارنگ خواست و از هر گوشه، نغمهای از چنگ (ساز) خواست.
نگاران چینی بر چین کمند
درآورده تابنده مه را به بند
هوش مصنوعی: نگاهبانان چینی بر دلهره و اضطراب، مهتاب را در چنگ خود گرفتهاند.
قمر بر سر زلف پر تابشان
روان تشنه لعل سیرابشان
هوش مصنوعی: ماه در بالای موهای پر فر و تاب آنها در حال درخشیدن است، و روان (یا دل) آنها تشنه دیدن لبهای سرخشان است.
یکی عودسوز و یکی عودساز
یکی دلفریب ویکی دلنواز
هوش مصنوعی: یکی عودسوز و یکی عودساز به معنای این است که برخی افراد خاصیت سوزاندن و از بین بردن دارند، در حالی که برخی دیگر توانایی ساختن و خلق کردن را دارند. همچنین، یکی دلفریب و دیگری دلنواز به این اشاره دارد که برخی افراد جذاب و دلربا هستند، در حالی که دیگران دلنشین و آرامشبخشاند. در واقع، این جمله به تنوع شخصیتها و خصوصیات مختلف افراد اشاره دارد.
ز هر گوشه ماهی زده خرگهی
به هر خرگه از میفروشان مهی
هوش مصنوعی: در هر گوشهای، یک ماهی به دام افتاده و در هر دام، یک ماهیفروش مهارت خاصی دارد.
می لعل در کف چون خون تذرو
به رقص آمده چون خرامان سرو
هوش مصنوعی: یک جام شراب زرق و برقدار در دست دارم که مانند خون میریزد و به رقص درآمده است، مثل سروی که به آرامی میخزد.
چو فغفور دیدش گرانمایه سام
ابا دوستکامی میَش داد جام
هوش مصنوعی: فغفور، این شخصیت مهم و باارزش را که به سام تعلق داشت، دید و به احترام او جامی پر از شراب داد.
چو می در سر هر دو افکند تاب
به خواب و به آسایش آمد شتاب
هوش مصنوعی: وقتی می در سر هر دو (مرد و زن) تأثیر بگذارد، آرامش و راحتی به سرعت به زندگی آنها میآید و آنها را به خواب عمیق میبرد.
می دوستکامی چو نوشید سام
ز پرده برون شد چو ماه تمام
هوش مصنوعی: وقتی سام به خوشی و لذت دست یافت و از پرده بیرون آمد، مانند ماه تمام روشن و تابناک شد.
گهی مست می بود و گه مست خواب
هم از عشق بیحد هم از دل خراب
هوش مصنوعی: گاهی از شادی و عشق سرمست است و گاهی در خواب و بیخبر. این حالتها ناشی از عشق بینهایت و دل پریشان اوست.
خوش آن دم که رندان مست صبوح
ابر جام می تازه دارند روح
هوش مصنوعی: در آن لحظه خوشی فرارمیرسد که آرامشبخشها و سرمستان در صبح زود، با خوشحالی و شوق خاصی، چای یا شراب تازهای در دست دارند و روحشان سرشار از شادابی و انرژی است.
وطن بر در میپرستان کنند
وضو از قدح شوق مستان کنند
هوش مصنوعی: وطن در آستانهٔ میپرستان پاکیزه میشود و عاشقان از عشق خود جام را پر میکنند.
بیا ای پسر چنگ را ساز کن
در دیر میخوارگان باز کن
هوش مصنوعی: بیا، ای پسر، به سراغ ساز چنگ برو و در جایی که مینوشند، در را باز کن.
ز درد زمستان گدائی کنیم
ز درد جدائی جدائی کنیم
هوش مصنوعی: از تلخی و سختیهای زمستان کمکی خواستاریم و از درد جدایی، جدایی میطلبیم.
که آنها که با ما دمی دم زدند
برفتند و این دیر بر هم زدند
هوش مصنوعی: افرادی که لحظهای با ما صحبت کردند و ارتباط برقرار کردند، اکنون رفتهاند و ما در این مکان از هم فاصله گرفتهایم.
حریفان گذشتند و یاران شدند
غم آمد همه غمگساران شدند
هوش مصنوعی: رقیبان از کنار رفتند و دوستان جای آنان را گرفتند. حال که غم بر دلها سایه انداخته، همه کسانی که میتوانند غم را تسکین دهند، به یاری آمدهاند.
نواساز مستان نوائی بزن
صبوحی کشان را صلائی بزن
هوش مصنوعی: ای سازندهی مستان، نوایی خوش و شاداب بزن تا همراه با صبوری، برای عاشقان باده و مستی دعایی کن.
بیار آن ره درد میخوارگان
که از ره فتادند آوارگان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که باید راهی را که مختص محبان و علافان شراب است، بیاوری؛ راهی که کسانی که دچار درد و مشکلات شدهاند، از آنجا افتاده و آواره شدهاند. در واقع شاعر به دنبال مسیری است که به رهایی و آرامش این آوارگان منجر شود.
خمارست ما را شرابی بده
جگرتشنگانیم آبی بده
هوش مصنوعی: ما به شوق مشروب هستیم، به ما یک جرعه شراب بده. دلهای ما تشنهاند، پس لطفاً آبی به ما بده.
نوازنده ساز مستان کجاست
چراغ دل میپرستان کجاست
هوش مصنوعی: نوازندهی دلانگیز و خوشآواز چه جایی است؟ نوری که دل پرندههای عاشق را روشنی میبخشد کجاست؟
ترنمسرای سرا را بخوان
میاندر قدح ریز و ما را بخوان
هوش مصنوعی: حرف های خوشایند و دلنشینی را از فضای اطراف بشنو و در حالی که از جام مینوشی، به یاد ما نیز باش و ما را نیز دعوت کن.
که بر باد دردی کشان درکشیم
چو مستان عاشق فغان درکشیم
هوش مصنوعی: ما همچون افرادی که مست عشق هستند، دردی را که در دل داریم به راحتی تحمل میکنیم و به آن فریاد میزنیم.
اگر پختهای پخته را خام ده
که در مذهب پختگان کام به
هوش مصنوعی: اگر کسی پخته و با تجربه است، باید به کسی که هنوز خام و ناآزموده است، کمک کند؛ زیرا در باور کسانی که به کمال رسیدهاند، رضایت و خوشی وجود دارد.
به درد مغان دلق نیلی بشوی
که پیش بتان باشدت آبروی
هوش مصنوعی: لباس نیلیتان را به درد و رنج مغان بشویید، زیرا در برابر بتها موجب آبرو و احترام شما خواهد شد.
اگر برفشانیم دامن ز عیب
بدین دلق شش دامن چارجیب
هوش مصنوعی: اگر دامنمان را به عیبها و نواقص بشوییم، از حالت دلگیر و ناپسند به یک لباس زیبا و چندین لایه تغییر شکل میدهیم.
تو هم آستین بر دو عالم فشان
چو آئی بدین غرفه دامن فشان
هوش مصنوعی: وقتی به این دنیا میآیی، مانند کسی که آستینهای خود را به سمت دو جهان میفشاند، دامن خود را به زیبایی و وسعت گسترش بده.
قلم درکش ای نقشبند عدم
بدین جدول لاجوردی رقم
هوش مصنوعی: ای نقشزنی که در عالم عدم مینگاری، قلم خود را به این جدول لاجوردی فشار بده و نقشهایی بیافرین.
به هم درفکن این کتب را ورق
ز هم درفکن این خذف را طبق
هوش مصنوعی: این متن به معنای این است که کتابها را کنار بگذارید و اطلاعات نادرست و بیاعتبار را از هم جدا کنید. به نوعی، خود را از هر آنچه که بیفایده است رهایی بخشید و به سمت دانایی و حقیقت حرکت کنید.
سبک دلو کیوان به چه در فکن
که در تابم از دلو او چو رسن
هوش مصنوعی: سبک بودن دلو کیوان را به چه کار میبرم، وقتی که من به خاطر دلو او مانند یک طناب به شدت تحت فشار هستم.
کزان دلو آن هندوی چرخ را
بدین جای سرگشته کن چرخ را
هوش مصنوعی: کسی که با دلو یا سطل از چاه آب میکشد و آن هندی که در دنیای چرخش و تحول گرفتار شده، به اینجا آمده تا در این مکان در زندگیاش سرگردان شود.
کمان درکش از دست این چرخ پیر
بزن ترک خنجرکشش را به تیر
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر این است که از سختیها و چالشهای زندگی (چرخ پیر) خود را رها کن و به جای آن، از تواناییها و فضاهای جدید بهرهمند شو. به طور کلی به میانجیگری و قدرت عمل و تصمیمگیری اشاره دارد که باید به سوی هدفها و آرزوها حرکت کرد.
به دریافکن چتر خورشید را
به صحرا فکن چنگ ناهید را
هوش مصنوعی: چتر خورشید را بگستران و در دشت بیفکن، نغمه ناهید را بشنو.
ازین سرنگون کاسه لاجورد
دلم سیر گشته ازین قرص زرد
هوش مصنوعی: دلم از این کاسه لاجوردی که در دست دارم، خسته شده و سیر شدهام از این چیز زرد رنگ.
سراینده پرده داستان
در این پرده میزد دم از باستان
هوش مصنوعی: شاعر با اشاره به داستانهای قدیم، به نوعی در پردهای از نمادها و کنایات صحبت میکند و به میراث فرهنگی و تاریخی اشاره میکند. در واقع، او کوشیده است تا از طریق این پرده، ارتباطی با گذشته برقرار کند و یادآوری کند که داستانها و فرهنگ ما ریشه در تاریخ دارند.
که چون نوبتی بر دهل زد دوال
خروس سحرخوان بجنباند بال
هوش مصنوعی: وقتی نوبت به نواختن بر دهل میرسد، خروس صبحگاهی بالهای خود را به حرکت درمیآورد و شروع به خواندن میکند.
نسیم بهار اندر اقصای چین
شد از ناف آهوی چین نافه چین
هوش مصنوعی: نسیم بهاری از دوردستهای چین وزید و بوی خوشی از آهوی آن سرزمین به مشام رسید.
نواساز مستان نواساز کرد
عروس چمن خنده آغاز کرد
هوش مصنوعی: در میانه باغ، نوازندگان موسیقی شاداب و دلنشینی را آغاز کردند و عروس چمن با خوشحالی به رقص و شادمانی پرداخت.
روان سام از خواب مستی بجست
به تیر نفس جبهه مه شکست
هوش مصنوعی: سام از خواب عمیق و خوشی خود بیدار شد و در این حال، با نیروی نفسش، درخشندگی چهره ماه را شکست.