برگردان به زبان ساده
خروس سحر دانهای نجوم
چو برچید یکسر ازین سبز بوم
هوش مصنوعی: خروس در صبح زود، مانند یک دانشمند که ستارهها را بررسی میکند، بهطور کامل این زمین سبز را از خواب بیدار میکند.
چو باز سفیده به پرواز شد
در روشنی بر جهان باز شد
هوش مصنوعی: زمانی که پرندهای با بالهای سفید به پرواز درمیآید، نور و روشنی در جهان پخش میشود.
سپهبد بیاراست پس سازه را
به سر بر نهاده ز آهن کلاه
هوش مصنوعی: سردار لباس و تجهیزاتش را مرتب کرد و کلاهی از آهن بر سر گذاشت.
بدو گشت همراه قلواد شیر
همان گرد شاپور مرد دلیر
هوش مصنوعی: او به همراه قلواد شیر، به همان گرد شاپور، مرد دلیر رفت.
نشست انگهی سام بر پشت اسب
چو بر چرخ گردنده آذرگشسب
هوش مصنوعی: سام بر پشت اسب نشسته بود، مانند اینکه بر روی چرخ گردان آذرگشسب نشسته باشد.
به پدرود کردن گرفته کنار
پس آنگه به در شد یل نامدار
هوش مصنوعی: او به خداحافظی مشغول شد و سپس از آنجا خارج شد، همان پهلوان مشهور.
بلد بود شاپور در راه سام
به کوه فنا زود برداشت گام
هوش مصنوعی: شاپور به خوبی در مورد مسیر سامان آگاه بود و به سرعت قدم به سوی کوه فنا برداشت.
برفتند دو روز و دو شب به راه
به ناگه شبی پیش آمد سیاه
هوش مصنوعی: دو روز و دو شب در راه بودند که ناگهان شبی تاریک و نامشخص بر آنها فرارسید.
نه شب زنگی آدمی خوار بود
و یا هندوی زشت کردار بود
هوش مصنوعی: نه شبهای تار به انسان آسیب میزند و نه انسانهای بد کردار مانند هندوها.
در آن تیرگی سام نیرمنژاد
ز صبح فروزنده میکرد یاد
هوش مصنوعی: در آن تاریکی، سام نیرمنژاد به یاد صبحی روشن میافتاد.
که بر چرخ گم کرده خورشید راه
که گویا سیه گشت رخسار ماه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد کسی در مسیر خود، نور و سرزندگی را گم کرده و اکنون چهرهاش بهجای درخشش و روشنایی، به تاریکی گرایش پیدا کرده است.
مرا هجر جانان سیاهی بس است
چو هجران مرا دشمنی در پس است
هوش مصنوعی: فراق معشوق برای من به اندازهی کافی تاریک و سخت است، زیرا در پشت این جدایی، دشمنی وجود دارد.
همی گفت و میراند فرخنده سام
نه آرام بودش به گیتی نه کام
هوش مصنوعی: او مدام صحبت میکرد و در حال حرکت بود و سام خوشحال و شاداب بود، اما نه در این دنیا آرامش داشت و نه به خواستههایش دست پیدا کرده بود.
به ناگاه فانوس آلی بدید
که از دور بنمود کامد پدید
هوش مصنوعی: ناگهان فانوسی را دید که از دور مشخص شد و نمایان شد.
بپرسید از گرد شاپور شیر
که ای نامور گرد بسیار ویر
هوش مصنوعی: از گرد شاپور شیر پرسیدند که ای نامدار، چرا این قدر ویرانه شدهای؟
کجا باشد این نغز فانوس آل
کزینسان درخشان بود چیست حال
هوش مصنوعی: کجاست آن چراغ زیبا که از نورش انسانها درخشان میشوند؟ حال آن چراغ چیست؟
بدو گفت آنگه که ای نامدار
چو پرسیدی از من دمی گوش دار
هوش مصنوعی: به او گفت، زمانی که تو پرسیدی از من، لحظهای گوش کن.
یکی چشمهسار است در پیش کوه
ز خوبان مهرو گروها گروه
هوش مصنوعی: در جلو کوه، چشمهای وجود دارد که زیبا رویان به صورت دستهجمعی در آن حاضر هستند.
به نزدیک چشمه است شهر زنان
همه از پی مرد بر سر زنان
هوش مصنوعی: در نزدیک چشمه، شهری وجود دارد که زنان در آن همگی به دنبال مردان هستند.
یکی پادشاهیست حورا به نام
پریپیکر و دلبر و خوشخرام
هوش مصنوعی: یک پادشاهی وجود دارد که دارای زنی زیبا و دلنشین به نام پریپیکر است، او خوشچهره و شاداب است.
هزاران هزارش بود لشکری
ولیکن زنانند همچون پری
هوش مصنوعی: سپاه بسیار زیادی وجود دارد، اما زنان همچون پری هستند.
نباشد یکی مرد اندر میان
همه دلبرانند پسته دهان
هوش مصنوعی: در میان همهٔ دلبران، هیچکس نیست که به اندازهٔ یک مرد واقعی باشد و به این ترتیب، آنها مانند پستههای دهان بسته هستند.
سر سال آیند برچشمهسار
درختی است آنجا پر از برگ و بار
هوش مصنوعی: در آغاز سال، در کنار چشمهسار، درختی وجود دارد که پر از برگ و میوه است.
بمالند تن را به شاخ درخت
ز بویش بیفتند بیهوش سخت
هوش مصنوعی: افرادی به درختی نزدیک میشوند و وقتی بوی خوش آن را استشمام میکنند، به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و از حال میروند.
چو با هوش آیند آن دلبران
درآیند در آب روشن روان
هوش مصنوعی: وقتی دلبران با هوش و ذکاوت میآیند، همچون آب زلال و روان در دلها جاری میشوند.
به فرمان یزدان بگیرند بار
به یک سال زایند در آن دیار
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، به اراده خدا، مردم در مدت یک سال، به اندازه کافی محصول برداشت میکنند و زایندگی خوبی دارند.
چو زایند دختر بود بارشان
بود همچنین سال و مه کارشان
هوش مصنوعی: وقتی دختر به دنیا میآید، به این معنی است که برکاتی از آن دختر برای خانواده خواهد بود و همچنین در هر سال و هر ماه تلاشها و کارهایشان ادامه دارد.
اگر مرد بینند از ناگهان
شتابند یکسر کهان و مهان
هوش مصنوعی: اگر مردان را ناگهان ببینند، بیدرنگ بزرگترها و مهمترها به حرکت درمیآیند.
بگیرند و نزدیک حورا برند
سر تخت او بر ثریا برند
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که افرادی برگزیده و شایسته به مقام و منزلتی بلند دست خواهند یافت و در جایگاهی والا قرار میگیرند که نمادی از عظمت و افتخار است. آنها به جایگاههایی خواهند رسید که در آنها مورد احترام و ستایش قرار میگیرند.
همیشه بود در بر پادشاه
رهائی نیابد دگر سال و ماه
هوش مصنوعی: همیشه در کنار پادشاه بودن به معنای آزادی نیست و نمیتوان به راحتی از آن وضعیت رهایی یافت. سالها و ماهها میگذرد ولی موقعیت تغییر نمیکند.
چو شاه زنان گشت زان مرد سیر
دگر باز نوبت رسد بر وزیر
هوش مصنوعی: وقتی که زنان قهرمان و قوی شدند و از آن مرد دیگر خسته شدند، بالاخره نوبت به وزیر خواهد رسید.
چنین تا ورا جان بود در بدن
شب و روز باشد در آن انجمن
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان او در بدن باشد، شب و روز در آن جمع وجود خواهد داشت.
چنین تا ورا جان بود در بدن
در آن شهر باشد گرفتار زن
هوش مصنوعی: هر زمان که جان او در بدن باشد، در آن شهر گرفتار زنی خواهد بود.
شگفت آمدش سام از گفت او
به نزدیک فانوس بنهاد رو
هوش مصنوعی: سام از صحبت او شگفتزده شد و به سمت فانوس رو کرد.
بدو گفت قلواد کای پهلوان
میان دلیران چراغ گوان
هوش مصنوعی: سرباز قلواد به پهلوان گفت: ای دلیرترین مردان، تو مانند یک چراغ در میان قهرمانان میدرخشی.
همایون نباشد در آنجا گذار
که گردد در آن شهر کار تو زار
هوش مصنوعی: در جایی که آزار و مشکلات وجود دارد، نباید بر برکت و خوشیها تمرکز کرد.
به پاسخ بدو گفت فرخنده مرد
که از شهر حورا برآریم گرد
هوش مصنوعی: مردی خوشخبر به او پاسخ داد که ما از شهر حورا گردی را برمیداریم.
همه راه بر ریگ باید زدن
که نه دل بماند بجا و نه تن
هوش مصنوعی: باید در زندگی با احتیاط و دقت رفتار کرد، زیرا نه تنها دل و احساسات انسان تحت تأثیر قرار میگیرد، بلکه جسم او نیز آسیب میبیند.
نهاده دل و جان به پروردگار
کزو بود نیک و بد روزگار
هوش مصنوعی: دل و جان را به خداوند سپردهام، همان کسی که منبع خوبیها و بدیهای زندگیام است.