برگردان به زبان ساده
به نزدیک دادار شد سرفراز
زمین را ببوسید و بردش نماز
هوش مصنوعی: به نزد خداوند رفت و با افتخار زمین را بوسید و دعا و نیایش کرد.
چنین گفت کای داور آب و خاک
ز تو باد آتش پر از بیم و پاک
هوش مصنوعی: به این صورت میتوان گفت: ای داور هستی و طبیعت، از تو سرچشمه میگیرد، آتش سرشار از ترس و خلوص نیز از توست.
جهان سر به سر زیر فرمان تست
وگر آب و آتش همه زان توست
هوش مصنوعی: تمامی جهان در اختیار و تحت فرمان توست و حتی اگر آتش و آب هم وجود داشته باشد، همه آنها از تو نشأت میگیرند.
مرا بخت و نیرو به شداد ده
شکستی بر این لشکر عاد ده
هوش مصنوعی: به من شانس و قدرتی عطا کن که بتوانم بر این قوم عاد پیروز شوم و آنها را شکست دهم.
یکی چاره از بهر آتش بساز
که بیچارگان را توئی چارهساز
هوش مصنوعی: کسی باید راه حلی برای آتش پیدا کند، زیرا تنها تو میتوانی مشکل بیچارگان را حل کنی.
که من دوزخ و جنت او خراب
بسازم که شداد آید به تاب
هوش مصنوعی: من میتوانم دوزخ و بهشت او را خراب کنم، چنانکه شداد به ناز و نعمتهایش بیفتد.
براندازم این تخم ناپاک دیو
که کردست نام خودش را خدیو
هوش مصنوعی: من این تخم ناپاک را که دیو آن را به نام خود خدیو گذاشته است، از ریشه برمیدارم و از بین میبرم.
خدیو زمانه سراسر توئی
به هرجای بر بنده یاور توئی
هوش مصنوعی: ای خداوند زمان، تو در هر جا و هر لحظهی زندگی من حضور داری و همیشه پشتیبان من هستی.
بگفت و بمالید رخ بر زمین
همان دم به فرمان جان آفرین
هوش مصنوعی: او گفت و با چهرهاش بر زمین مالید، و در همان لحظه به فرمان خالق جان، این کار را انجام داد.
ز گردون گردنده برخاست ابر
خروشان بر آن کوه سر چون هژبر
هوش مصنوعی: از آسمان ابرهای تند و تیزی برآمدند و بر فراز آن کوه بلند مانند شیر در حال درخشش و خروش هستند.
یکی برق و رعدی برآمد نهیب
که سیلاب آمد ز بالا به شیب
هوش مصنوعی: ناگهان صاعقهای درخشید و صدای رعدی به گوش رسید که خبر از آمدن سیلابی از بالای تپهها به طرف پایین میدهد.
از آن ابر بارید باران چنان
که آن دره پر شد ز آب روان
هوش مصنوعی: از آن ابر باران به قدری بارید که دره پر از آب جاری شد.
همه آتش دره را آب برد
چو آب آمد از کوه، آتش فسرد
هوش مصنوعی: وقتی آب از کوه پایین آمد، همه آتش را خاموش کرد و دره را از آتش نجات داد.
همه آتش از فر مرد سره
به فرمان یزدان بشست از دره
هوش مصنوعی: همه چیز در اثر وجود مردی بزرگ و دارای ویژگیهای برجسته، به فرمان خداوند از خطر و آتش نجات یافت.
هر آن کس که برد او پناه بر خدا
همیشه بود کارش از مدعا
هوش مصنوعی: هر کسی که به خدا پناه ببرد، همیشه کار او از ادعا و دروغ خالی است.
همان دم رسیدند جنی سپاه
به پیش اندر آن بود تسلیم شاه
هوش مصنوعی: در همان لحظه، سپاه جنها بهسرعت رسیدند و در برابر شاه تسلیم شدند.
چو آن آتش دره افسرده دید
تن دیو از هر طرف مرده دید
هوش مصنوعی: وقتی آن آتش را در دره افسرده مشاهده کرد، دید که بدن دیو از هر سو در حال مردن است.
شگفتی به سام دلاور بماند
برو نام یزدان فراوان بخواند
هوش مصنوعی: شگفتیها در دلاوری سام باقی ماند و او نام خدا را بسیار بر زبان راند.
بیامد ببوسید پای دلیر
دعا کرد بر پهلو شیرگیر
هوش مصنوعی: او آمد و پای دلیر را بوسید و برای شیرگیر دعا کرد.
بر کوه آذر فرود آمدند
به دل با می و بانگ و رود آمدند
هوش مصنوعی: در دامن کوه آذر، جمعی با دلهای پر از شادی و سرور، به همراه نوشیدنی و آواز آمدهاند و صدای آب نیز در این فضا شنیده میشود.
کشیدند بر دشت پردهسرا
خروشی برآمد ز پرده سرا
هوش مصنوعی: در دشت، صدای بلندی به گوش رسید که ناشی از فعالیت و زندگی در آنجا بود.
به هم ناز و شادی دگر ساز شد
نی و چنگ مطرب هم آواز شد
هوش مصنوعی: ناز و شادی بین دو معشوقه به هم پیوند خورد و صدای نی و چنگ نیز در هم آمیخته و همآواز شدند.
به جلوه درآمد ز هر سو پری
چو چشم خوش خود به ساقیگری
هوش مصنوعی: از هر سو زیبایی مانند پری نمایان شد، چون چشمان دلچسب خود را به ساقیگری گشود.
شده بزم مانند بزم افق
کشیده ز می لعل نورش تتق
هوش مصنوعی: محفل حالا شبیه جشن آسمان شده و نور خوش رنگ شرابش در فضا پخش شده است.
پریپیکران چهره آراسته
پی شادی سام برخاسته
هوش مصنوعی: آرایش شدههای زیبا به شادی و خوشحالی آمادهاند و سام، با نشاط و سرزندگی، برخواسته است.
در آن بزم ناهید بد چنگ زن
مه و مهر و برجیس بد چنگ زن
هوش مصنوعی: در آن جشن و بزم، الهههای عشق و زیبایی در حال نواختن ساز هستند و مه و خورشید نیز در این شادی شریکاند.
به یاد پریدخت خون میگریست
چگویم که از درد چون میگریست
هوش مصنوعی: به یاد پریدخت، چنان غمگین و ناراحت بود که اشکهاش به شدت میریخت. نمیدانم چگونه میتوانم بگویم که این درد او چقدر عمیق بود.
چنین تا که ساقی بزم فلک
بپیمود ساغر به مُلک ملک
هوش مصنوعی: وقتی که ساقی بزم آسمان، جام را به دست میگیرد و در جهان هستی میچرخاند، نشاندهنده لطف و زیبایی است که در این دنیای پادشاهی وجود دارد.
ازین جام زرین می نور داد
همه باده از ساغر هور داد
هوش مصنوعی: از این جام طلایی نور میتابد و همه شرابها از ظرف آسمانی به ما میرسند.
سپیده سپهبد ز روی شتاب
کمر بست و بر شد به پشت غراب
هوش مصنوعی: صبح زود با شتاب و آمادگی، نیرویی به پا خاست که آماده مقابله با چالشها بود.