برگردان به زبان ساده
بگفت این و یک حمله آورد دیو
سوی جاودان نعره بر زد غریو
هوش مصنوعی: او این را گفت و سپس دیو به سمت جاودان حمله کرد و نعرهای وحشتناک سر داد.
که ای نره دیوان با خشم و تاب
درآئید ای مالکان عذاب
هوش مصنوعی: ای قهرمان دیوانه، با خشم و تندی به میدان بیاید، ای صاحبمنصبان، عذاب را به همراه داشته باشید.
بدان تا بگیرم من این بدنشان
رسیدند هر سوی اهریمنان
هوش مصنوعی: بدان که وقتی من این بدن را بگیرم، اهریمنان از هر طرف به من نزدیک خواهند شد.
هجوم آوریدند در پای کوه
رسیدند هر سوی اهریمنا
هوش مصنوعی: آنها به سمت کوه حمله کردند و در اطراف آن به کمک یکدیگر رسیدند.
همه دیو آتش خور رزمساز
همه آتشانداز با سوز و ساز
هوش مصنوعی: همه کسانی که در جنگ و نبرد مهارت دارند، مانند دیوانی هستند که آتش را به راه میاندازند و با شور و اشتیاق کار میکنند.
چو سام آن چنان دید پیکار جنگ
بجوئید از خشم جنگی پلنگ
هوش مصنوعی: زمانی که سام این نبرد و جنگ را دید، از خشم و غضب آماده شد تا به جنگ بیفتد؛ همچون پلنگی که به دنبال شکار است.
نشست از بر چرمه سخت سم
که از گرد سمش فلک گشت گم
هوش مصنوعی: از روی زمین سختی که سم اسب بر آن نشسته بود، غبار بهقدری بلند شد که آسمان را پوشاند.
برآورد آن آتش آبدار
یکی آتش انداخت در کارزار
هوش مصنوعی: آتش زیبا و دلپذیر به وجود آمد و یکی از آنها شعلهای را در میدان جنگ روشن کرد.
به قلواد و شاپور فرزانه مرد
یکی نعره زد شیر اندر نبرد
هوش مصنوعی: مردی پرتوان همچون قلواد و شاپور، در میدان جنگ فریادی همچون شیر سر داد.
کزین بد تنان دشت سازید پاک
برآرید ازین تیره دیوان هلاک
هوش مصنوعی: از این انسانهای بدخواه و پلید، به دور باشید و از این دیوان نابود کننده، خود را پاک و دور کنید.
مترسید از رزم دیو عذاب
که سازم من این کوه آذرخراب
هوش مصنوعی: نگران نباش از جنگ با دیو عذاب، چون من میتوانم این کوه آتشین را خراب کنم.
یکی را نمایم ازین کوه سنگ
به فرمان یزدان با فر و هنگ
هوش مصنوعی: از دل کوه سنگی، به فرمان خدا، برای کسی نشانهای با شکوه و زیبایی میسازم.
کشم آتش دوزخ از خونشان
که از من بماند در عالم نشان
هوش مصنوعی: آتش جهنم را از خون آنها بکش، تا من در دنیا نشانهای از خود بر جای بگذارم.
به یزدان پناهید در رزمگاه
که او میدهد بنده را دستگاه
هوش مصنوعی: در میدان جنگ به خدا پناه ببرید، چرا که او به بندگانش توان و قدرت میدهد.
به حمله درآمد یل پهلوان
همی نام برگفت روشن روان
هوش مصنوعی: پهلوانی به نام یل، به سمت دشمن حمله میکند و در حین این کار، نام خود را با صدای بلند اعلام میکند.
به سوی سمندر درآمد دلیر
به چنگال شمشیر چون نره شیر
هوش مصنوعی: دلیر به سوی سمندر رفت و با قدرت و شجاعت خود، همچون شیر نر با شمشیر به نبرد پرداخت.
سمندر بدو هم یکی حمله کرد
کزان دره برخاست از چرخ گرد
هوش مصنوعی: سمندر به او حملهور شد و از آن دره به آسمان صعود کرد.
عمودی درانداخت بر سام یل
بتندید و بگشاد بر وی بغل
هوش مصنوعی: در اینجا، یک عمود به سمت سام، جوانی شجاع و دلیر، پرتاب میشود و او را در آغوش خود میگیرد.
سپر بر سر آورد سام سوار
سپرده دل و جان به پروردگار
هوش مصنوعی: سام سوار با پوشیدن یک سپر آماده نبرد شد و دل و جانش را به خداوند سپرد.
سمندر فرو کوفت گرز گران
که دوزخ شد از بیم گرزش نوان
هوش مصنوعی: سمندر با چوب سنگینی، به زمین کوبید و از ترس ضربهاش، دوزخ به لرزه درآمد.
که آواش پیچید بر برز کوه
همه کوه از آواز او شد ستوه
هوش مصنوعی: صداش در دمنوش کوهها پیچید و باعث شد که همه کوهها به خاطر آوازش خم شوند و تحت تأثیر قرار بگیرند.
سر پهلوان را نشد زو خبر
به فرمان دادار فیروزگر
هوش مصنوعی: سر پهلوان از فرمان خداوند فیروزگر بیخبر ماند.
سمندر دگر کوفت گرز گران
به ماننده پتک آهنگران
هوش مصنوعی: سمندر دیگری بر سرش کوبید که مانند پتک آهنگران سنگین و محکم بود.
سه گرز پیاپی بزد نره دیو
که از کوه و هامون برآمد غریو
هوش مصنوعی: جوان غالباً با سه ضربه متوالی به نره دیو حمله میکند که صدای آن از کوه و دشت به گوش میرسد.
بدو گفت جنگی سپهدار سام
که ای دیو تیره دل تیره کام
هوش مصنوعی: سپهدار سام به دشمن گفت: ای دیو با دل تیره و نیت بد، تو در جنگ با من چه کار میکنی؟
عمود مرا هم یکی نوش کن
همه رزم خود را فراموش کن
هوش مصنوعی: یک لیوان برای من پر کن و همه جنگ و جدلهایی را که داشتی فراموش کن.
بخندید بر سام دیو پلید
که گرز تو مویم نیارد خلید
هوش مصنوعی: بر خندهات نظیر دیو بدخواهی خندید که حتی اگر تو با گرز به او حمله کنی، قادر نیست به تو آسیب بزند.
به من داد شداد کوپال جنگ
نتابد به چنگال من خاره سنگ
هوش مصنوعی: من قدرتی به دست آوردهام که هیچ جنگجویی نمیتواند با چنگال من مبارزه کند و سنگی که در دست دارم، نمیتواند مرا به شکست بکشاند.
چو من ابروان را درآرم به تاب
تنت را دراندازم اندر عذاب
هوش مصنوعی: وقتی ابروانم را بردارم، چنان حالت تن تو را به زحمت میاندازم که درد و محکومیت را احساس کنی.
سپهبد چو بشنید برکرد اسب
بیامد برش همچو آذرگشسب
هوش مصنوعی: وقتی فرمانده خبر را شنید، سوار بر اسبش به سمت او آمد مثل آذرگشسب.
عمود نریمان برآورد شیر
فرو کوفت بر ترک دیو دلیر
هوش مصنوعی: نریمان، قهرمان و پهلوان بزرگ، با قدرت و شجاعت خود، برفی را که دیو دلیر به زمین زده بود، بلند کرد و بر او ضربهای سخت وارد ساخت.
که مغز سر و کتف و یال و برش
همه نرم گردید با پیکرش
هوش مصنوعی: بدن او به قدری نرم و منعطف شده که حتی مغز سر، شانهها و یال و برش نیز به نرمی و لطافت درآمدهاند.
چو دیدند دیوان مر آن یال و برز
چنان فره و رزم و آن دست و گرز
هوش مصنوعی: زمانی که دیوان آن یال و برز را دیدند، فره و رزم و آن دست و گرز را مشاهده کردند.
شگفتی بماندند از آن کامیاب
کز آن گونه کشته است دیو عذاب
هوش مصنوعی: افراد شگفتزده شدند از موفقیتی که آن فرد به دست آورده است، چون او به گونهای کشته شده که در واقع دیوانگی و عذاب را به نمایش میگذارد.
ز سوی دگر گرد شاپور شیر
سر دیو دیگر درآورد زیر
هوش مصنوعی: از طرف دیگر، شیر شاپور، دیو دیگری را زیر پا انداخت.
به هر سو خروشید چون پیل مست
نموده به دیوان همان ضرب دست
هوش مصنوعی: چنان که فریاد میزند و نعره میکشد مانند فیل مست، ضربههایی که به دیوان میزند.
همان گرد قلواد زرین کلاه
به شمشیر میکشت در رزمگاه
هوش مصنوعی: شخصی با کلاهی طلایی و گرد، در میدان جنگ به شمشیر زنی میپردازد.
بکشتند چندان ز دیوان عاد
که از دره خون رو به دریا نهاد
هوش مصنوعی: چند نفر از دیوان عاد به حدی کشته شدند که سیل خونشان به سمت دریا جاری شد.
گروه دگر دیو اندر دره
در آتش فکندند خود یکسره
هوش مصنوعی: گروه دیگری در دره ناراحت شدند و خود را به آتش انداختند.
شده نره دیوان دل گمرهان
بسان سمندر در آتش نهان
هوش مصنوعی: دلهای آشفته و گمگشته همچون سمندری هستند که در آتش پنهان شدهاند.
دو روز و دو شب پهلو نامدار
همی کشت دیو اندر آن کوهسار
هوش مصنوعی: دو روز و دو شب در کنار قهرمان نامی، دیو را در آن کوهها از بین برد.
سوم روز بر شد فراز دره
جهان پر ز آتش شده یکسره
هوش مصنوعی: در روز سوم، خورشید در بالای دره طلوع کرد و دنیا تماماً در شعلههای آتش پوشیده شد.
همی شعله بر چرخ خور میکشید
ابر خرمن ماه سر میکشید
هوش مصنوعی: ابرها مانند شعلههای آتش بر آسمان در حال حرکتاند و در این میان، ماه، همچون محصولی که از خرمن برداشت میشود، به آرامی و زیبایی خود را نشان میدهد.