برگردان به زبان ساده
سر ماه آمد به کشتی دلیر
به دریا درآمد گو شیرگیر
هوش مصنوعی: در آغاز ماه، دلیران به کشتی آمدند و به دریا رفتند، با شجاعت و قوت مانند شیر.
تماشای دریا همی کرد و رفت
ز کردار یزدان بمانده شگفت
هوش مصنوعی: او به تماشای دریا مشغول بود و از کارهای خداوند شگفتزده و حیرتزده رفت.
دو هفته دگر مانده بر روی آب
به شهر زرنداب بودش شتاب
هوش مصنوعی: دو هفته دیگر باقی مانده بود تا به شهر زرنداب برسد و او با عجله در حال حرکت بود.
سیم هفته ناگه جزیری بدید
سراسر پر از لاله و شنبلید
هوش مصنوعی: ناگاه در روز هفتم، جزیرهای را دید که تمام سطح آن پر از گلهای لاله و گیاهان شنبلید بود.
ز ملاح پرسید آنگاه سام
چه جائیست اینجا چه خوانند نام
هوش مصنوعی: سپس سام از ناخدای کشتی پرسید: "این جا کجاست و چه نامی دارد؟"
بدو گفت ملاح کای پهلوان
درینجا بود جای نیمه تنان
هوش مصنوعی: ملاح به پهلوان گفت: اینجا مکانی است برای کسانی که نیمهجان هستند.
یکی پادشاه است چون دیو زوش
تن نیمه و نام او گشته گوش
هوش مصنوعی: یک پادشاه مانند دیو و سرسخت، دارای قدرت و نفوذ است، اما او در بسیاری از جوانب دشوار و پیچیده مانند یک موجود نیمهجان به نظر میرسد، و نام او به ناخوشایند بودن و گوشخراش بودن شهرت یافته است.
همه جادو و جن بیدادگر
به خونریز مردم ببسته کمر
هوش مصنوعی: همه جادوگران و موجودات افسانهای که ستمگر هستند، به کشتن و خونریزی مردم پرداختهاند و آمادهی آزار و اذیت آنان شدهاند.
ازینها تن دیو ناید رها
نتابد بدینها تن اژدها
هوش مصنوعی: از اینها، بدن دیو نمیتواند آزاد شود و بدن اژدها نیز نمیتواند از این رویهها بگذرد.
ندانم چه آید به ما زین جزیر
زبون آید از چنگ آن نره شیر
هوش مصنوعی: نمیدانم در این دیاری که در آن هستیم، چه برما خواهد گذشت، اما مطمئنم که از چنگ آن شیر نر، به ما چیزی نخواهد رسید.
شگفتی دلیرند نیمه تنان
زبان آدم و دل چو اهریمنان
هوش مصنوعی: شگفتانگیز هستند آنهایی که نیمی از وجودشان را انسان و نیم دیگرشان را جانوری شبیه اهریمن دارد. در آنها زبان و دل، مثل موجودات شرور عمل میکند.
بدو باز شد آفرینش تمام
چه از دوست و دشمن چه از خاص و عام
هوش مصنوعی: آفرینش به طور کامل به نمایش درآمد و همه چیز، چه دوستان و چه دشمنان، چه خاصها و چه عامها، در آن دیده شدند.
غرض زین مثل زان بگفتم ترا
همه در معنی بسفتم تو را
هوش مصنوعی: من این مثال را برای تو آوردم تا تمام معنی آن را برایت بیان کنم.
که پروردگار زمین و زمان
نخست نیمه تن آفرید از جهان
هوش مصنوعی: خالق آسمان و زمین ابتدا انسانی را از همه چیز خلق کرد و به دنیا آورد.
به تاریخ جائی که بشنیدهای
به هردفتری شرح آن دیدهای
هوش مصنوعی: در تاریخ، جایی که دربارهاش شنیدهای، در هر کتابی شرح آن را دیدهای.
شنیدم ز داناپژوهان پاک
که چون آفرید ایزد این آب و خاک
هوش مصنوعی: شنیدم از مردان عاقل و با دانش که وقتی خداوند این دنیا و مواد طبیعی را خلق کرد، چه بود.
همین جان این مردمان آفرید
ورا طینت از آتش آمد پدید
هوش مصنوعی: زندگی و وجود این انسانها از یک منبع خاص شکل گرفته و سرشت آنها از آتش به وجود آمده است.
به گیتی بسی زشت و بدکاره بود
گرفتار نفس ستمکاره بود
هوش مصنوعی: در دنیا، بسیاری از افراد به صفات زشت و بدی دچار هستند و زیر سلطه نفس و inclinations خود به ظلم و ستم گرفتار آمدهاند.
ز فرمان دادار پیچید سر
به خونریزی و فسق بسته کمر
هوش مصنوعی: به خاطر فرمان پروردگار، به کشتار و فساد روی آورده و برای این کار آماده شده است.
زمانی به یاد جهان آفرین
نبود آن فریبنده ناپاک دین
هوش مصنوعی: زمانی بود که به خاطر فریبندگی و ناپاکی آن دین، به یاد خداوند خالق جهان نمیافتادند.
خداوند روزی ده رهنما
غضب کرد بر مرد ناپاک را
هوش مصنوعی: خداوند به مرد ناپاکی که راه را گم کرده بود، خشمگین شد و او را سرزنش کرد.
برانداخت تخم ورا از جهان
چه در آشکار و چه اندر نهان
هوش مصنوعی: تخم و نطفهاش را از دنیا ریشهکن کرد، چه در ظاهر و چه در باطن.
بسی سال گیتی معطل بماند
زمین شد خراب و فلک گشت کند
هوش مصنوعی: سالها زمین در حال انتظار بود و به خاطر خراب شدنش، آسمان نیز به کندی پیش میرفت.
دگرباره پروردگار جهان
بنا کرد از نو زمین و زمان
هوش مصنوعی: خدای بزرگ بار دیگر زمین و زمان را از نو آفرید.
جهان بود آیندهشان رهنما
جهان پر شد از مردم و چارپا
هوش مصنوعی: در این جهان، آیندهگان به ما کمک میکنند و راه را نشان میدهند. این دنیا مملو از انسانها و حیوانات است.
نخستین ز آدم علیهالسلام
پدید آمد این جملگی والسلام
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تمام انسانها و موجودات از نخستین انسان، یعنی آدم (علیهالسلام)، به وجود آمدهاند و این پایان داستان است.
مر این قصه از بهر این گفتمت
همه در معنی بدان سفتمت
هوش مصنوعی: این داستان را به خاطر تو بیان کردم و همه چیز را در معنای آن برایت توضیح میدهم.
که این بوم و این مرز نیمه تنان
که هستی درو سوگوار و نوان
هوش مصنوعی: این دیار و این سرزمین، محلی است که در آن انسانها با ناتوانی و اندوه زندگی میکنند و از حال و روز خویش غمگین هستند.
بنا گشته است اندر آن روزگار
به فرمان دادار پروردگار
هوش مصنوعی: در آن زمان، به دستور خداوند، بنا و ساختی ایجاد شده است.
کنون شهره گشته بدان قوم عاد
ندارد کسی این شگفتی به یاد
هوش مصنوعی: اکنون این ماجرا در میان قوم عاد بسیار معروف شده است، اما هیچکس به خاطر این شگفتی چیزی به یاد ندارد.
بود شاهشان را ده و دو هزار
به سال ار شماری ایا نامدار
هوش مصنوعی: شاهانشان در هر سال، ده و دو هزار نفر از آنها را شمارش کن، ای نامدار.
کس از بیمشان اندرین تیره راه
نیاید ز اندیشه گوش شاه
هوش مصنوعی: هیچکس به خاطر ترس از آنها در این مسیر تاریک و دشوار قدم نمیگذارد، تا جایی که حتی به یاد شاه هم نمیافتد.
چنین گفت ملاح را سام شیر
که ای مرد دانای بسیار دیر
هوش مصنوعی: ملاح را سام شیر گفت: ای مرد دانشمند و باتجربه، که بسیار آگاهی داری.
برآرم دمار از شهنشاه گوش
نه دستش گذارم به جا و نه گوش
هوش مصنوعی: من در برابر پادشاه اوضاع را برهم میزنم و نه دستم را به جایش میگذارم و نه به گوشش توجه میکنم.
پس آنگاه کشتی به ساحل رسید
به ناگه یکی نیمه تن را بدید
هوش مصنوعی: به دنبال این که کشتی به کرانه رسید، ناگهان مردی نیمهبرهنه را مشاهده کرد.
بفرمود کان را بیارید پیش
ببینم چه دارند از رای و کیش
هوش مصنوعی: او دستور داد تا آن افراد را به حضورش بیاورند تا ببیند آنها چه افکار و اعتقاداتي دارند.
که را میپرستند در روزگار
چه گویند در راه پروردگار
هوش مصنوعی: چه کسی را در این زمان میپرستند و در مورد پروردگار چه میگویند؟
برفتند و بردند آن نیم تن
شگفتی فروماند آن انجمن
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که عدهای رفتند و وزن یا بار سنگینی را که نداشتند با خود بردند، اما شگفتی و حیرت آن جمعیت همچنان باقی ماند. در واقع، رفتن آنها و بردن بار، تأثیری بر وضعیت حیرتانگیز آن گروه نداشته است.
به یک چشم و یک گوش یک دست و پا
همیشه به یک دست و یک پا ستا
هوش مصنوعی: اگر با یک چشم و یک گوش و یک دست و پا به دنیا بیایی، همیشه باید با همین امکانات زندگی کنی و پیش بروی.
دگرباره آن پیر فرخنده فال
چنین گفت با پهلو بیهمال
هوش مصنوعی: سپس آن مرد بزرگ و خوشبخت با صدای ملایم و دلنشینش دوباره این را گفت.
که ای گرد بیدار روشن روان
شگفتی بوند این چنین مردمان
هوش مصنوعی: ای گردی که هوشیار و پرحرارت هستی، شگفتی در این مردمان وجود دارد.
بگیرند آهو به تک در شکار
زمانی نگیرند یک جا قرار
هوش مصنوعی: آهو زمانی که تک و تنها است، در شکار به دلیل احتیاط حرکت میکند و هرگز در یک مکان ثابت نمیماند.
بدین نیمتن جسم و این چشم و گوش
نتابند از هیبت شیر زوش
هوش مصنوعی: این نیمتنه و این چشم و گوش من، قادر نیستند از بزرگی و جلال شیر زوش (شیر وحشی یا شیر قدرت) تاب بیاورند.
به گردن دو بار هیون را برند
به نیرو تن پیل را لشکرند
هوش مصنوعی: دو بار هیون را به گردن میاندازند و نیروی تن به مانند لشکری از فیلها میشود.
ولیکن شگفتی دگر گوش کن
هر آن چیز گفتم فراموش کن
هوش مصنوعی: اما شگفتی دیگری را بشنو، هر چیزی که گفتم را فراموش کن.
نباشد به نزدیک ایشان خورش
ندانم چه سان یافته پرورش
هوش مصنوعی: نزدیک آنها نمیتوانم خوراکی بیابم، نمیدانم چگونه پرورش یافتهاند.
برهنه به تن سالیان در جهان
چنین خلق گشتند از ناگهان
هوش مصنوعی: آدمها در طول سالهای زیادی زندگیکردهاند و ناگهان به این شکل که هستند تبدیل شدند.
پس آنگه مرآن مرد بیتوش و تن
بیامد به نزد یل رزمتن
هوش مصنوعی: پس از آن، آن مرد بدون سلاح و بدون بدنش به نزد قهرمان جنگجو آمد.
زمین را ببوسید و کرد آفرین
ثنا گفت بر پهلوان کزین
هوش مصنوعی: زمین را بوسه بزنید و به آفرین گفتن بپردازید، ستایش کنید قهرمانی را که به خاطر او این کار را انجام میدهید.
بگفتا که شاد آمدی شادکام
دلیر جهان گرد سالار سام
هوش مصنوعی: او گفت که خوشحال هستی و دل شاد داری، ای دلیر و سردار جهان.
سوی رزم شداد تازی چو باد
که بندی دو بازوی شداد عاد
هوش مصنوعی: به سمت جنگ و نبرد، مانند باد، به سوی مردی قدرتمند به نام شداد رفت، که دو بازویش مانند بند محکم است.
نیاید به دست تو او را زمان
که سالش دراز است آن بدگمان
هوش مصنوعی: زمانی که کسی در ذهنش نسبت به تو بدگمانی دارد، حتی اگر سالها بگذرد، نمیتوانی او را تحت تأثیر قرار دهی و به او نزدیک شوی.
یکی پور دارد شدید است نام
که سیمرغ و عنقا بگیرد به دام
هوش مصنوعی: یک پسر دارد که نامش بسیار بزرگ است، به اندازهای که سیمرغ و عنقا را هم میتواند به دام بیندازد.
ورا هست سیصد ارش برز و یال
ندارد به گیتی کسی را همال
هوش مصنوعی: او در زیبایی و شرافت، سهدرصد از دیگران برتر است و در دنیا هیچکس همتای او نیست.
به نیرو تن کوه شد زو ستوه
به بازو درخت و به پهنای کوه
هوش مصنوعی: این بیت به وصف قدرت و استقامت میپردازد. میگوید که انسان باید مانند کوه استوار باشد و به مانند درختی در مقابل مشکلات، قوی و مقاوم بایستد. قدرت و استحکام او به اندازهای است که میتواند به راحتی با چالشها روبهرو شود و از پس آنها برآید. در واقع، این تصویر نشاندهنده اراده و توانمندی فرد است که میتواند با سختیها مقابله کند.
ورا هوش در دست و بازوی تست
به مردی کجا هم ترازوی تست
هوش مصنوعی: او هوش و ذکاوتش را در دستان و بازوهای تو میبیند، چون در مردی به مانند تو ترازویی وجود ندارد.
ز دیدنش پهلو شگفتی بماند
برو در فراوان سخنها براند
هوش مصنوعی: دیدن او انسان را شگفتزده میکند و این شگفتی باعث میشود که او در بین سخنان بسیاری غرق شود.
کزین گونه پیکر ازو شد پدید
لب خود ز حیرت به دندان گزید
هوش مصنوعی: از چنین ظاهری که به وجود آمده، لبش را از تعجب به دندان گزید.
بپرسید ازو گرد رزمآزمای
کرا دانی اندر جهان رهنمای
هوش مصنوعی: از او پرسیدند که آیا کسی را میشناسی که در جهان راهنمای رزمآوران باشد؟
جز ابلیس دیگر ندانیم کس
شناسیم او را به گیتی و بس
هوش مصنوعی: جز ابلیس، کسی را نمیشناسیم و او را تنها در این دنیا میشناسیم.
ندید از تن او نشانی پدید
تو گفتی که بادی بدو دردمید
هوش مصنوعی: آنچه از بدن او میدیدی، نشانهای نبود، گویی که بادی به او دمیده و او را به حالت نامرئی درآورده است.
ز سام سپهدار با رای و هوش
خبر شد به نزدیکی شاه گوش
هوش مصنوعی: سردار سام با درایت و هوش خود متوجه شد که خبر مهمی دربارهٔ نزدیک شدن شاه وجود دارد.
بگفتند کآمد ز ایرانیان
دلیری به پیکار بسته میان
هوش مصنوعی: گفته شد که از میان ایرانیان، یک دلیر به نبرد آمده است و در میدان جنگ حاضر شده است.
شتابد به درگاه شداد عاد
ز گرشسب دارد همانا نژاد
هوش مصنوعی: به سرعت به نزد شداد از قوم عاد میرود، زیرا او از نژاد گرشسب است.
ز کردار او بود آگاه گوش
نهاده همیشه بدان راه گوش
هوش مصنوعی: با گوش خود همیشه به رفتار او توجه داشته و از آن آگاه هستی.
که گردی درآید ز ایران زمین
کمر بسته در رزم و پیکار و کین
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که فردی از سرزمین ایران با اراده و آمادگی کامل برای جنگ و مبارزه به میدان میآید.