برگردان به زبان ساده
چو از راز او گشت آگاه سام
برآورد شمشیر کین از نیام
هوش مصنوعی: زمانی که سام به راز او پی برد، با خشم شمشیر انتقامش را از غلاف بیرون آورد.
به نامآوران گفت جنگ آورید
جهان بر بداندیش تنگ آورید
هوش مصنوعی: به نامآوران بگویید که باید به جنگ بپردازند و جهان را بر افرادی که بد فکر میکنند، فشار بیاورند.
که دیگر به فرموده شاه چین
جهانسوز نگشاید اینجا کمین
هوش مصنوعی: دیگر به دستور پادشاه چین، اینجا دیگر جایی برای کمین کردن نخواهد بود.
تکش با تمرتاش و قلواد گرد
کشیدند تیغ از پی دستبرد
هوش مصنوعی: در یک نبرد، آنها با ابزار خود یعنی تیر و کمان، شمشیر کشیدند تا به دزدی و غارت بپردازند.
سران یکسره تیغ کین آختند
بدان لشکری جنگ درتاختند
هوش مصنوعی: سران به طور کامل آماده نبرد شدند و فرماندهان به سوی دشمن حمله کردند.
سهیل جهانسوز و سام دلیر
به هم درفتادند چون پیل و شیر
هوش مصنوعی: سهیل، ستارهای درخشان و درخشانتر از خورشید، و سام، جوانمردی شجاع و دلیر، به هم برخورد کردند؛ همچون دو حیوان نیرومند، فیل و شیر.
فراوان بگشتند با یکدگر
نه آن را خطر بد نه این را ظفر
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در کنار یکدیگر به گشت و گذار پرداختند، نه ترسی از مشکلات داشتند و نه امیدی به پیروزی.
جهانجو بدو تاخت ناگه ستور
بزد تیغ و سر از تنش کرد دور
هوش مصنوعی: جهانگرد به سرعت به سمت او رفت و ناگهان با شمشیر به او حمله کرد و سرش را از بدن جدا کرد.
وز آن پس بدان لشکرش حمله کرد
بیفکند از سرکشان چند مرد
هوش مصنوعی: بعد از آن، به آن لشکر حمله کرد و تعدادی از سرکشها را از بین برد.
ز خون سبزه را کرد شنگرف پوش
یلان را همی داد ز الماس نوش
هوش مصنوعی: از خون سبزه، رنگی شبیه به شنگرف (رنگی قرمز و زیبا) ایجاد کرده و به دلیران (یالان) از معرفت و حکمت همانند الماس میدهد.
چو دیدند آن لشکر نامدار
که سالارشان کشته شد گاه کار
هوش مصنوعی: وقتی آن لشکر معروف دیدند که فرماندهشان کشته شده، کار آنها دچار بحران شد.
دمادم سپهبد درآمد ز جای
سران را در انداخت از بادپای
هوش مصنوعی: سپهبد به تدریج از محل خود خارج شد و با قدرت و اقتدار، سران را تحت تأثیر قرار داد و به آنها شوک و هیجان زد.
سواری فرستاد سام دلیر
همانگه به نزدیک فرهنگ شیر
هوش مصنوعی: سام دلیر، سواری را به سوی فرهنگ شیر فرستاد.
که شه باز کرده ره ریمنی
پذیرفت گفتار اهریمنی
هوش مصنوعی: شه (پادشاه) راهی را باز کرده که به یک رومی میرسد و در این حین گفتار اهریمنی (بد) را قبول کرده است.
تو هم لشکر خویش را ساز ده
دل سرکشان را همه باز ده
هوش مصنوعی: تو هم ارتش خود را آماده کن و دلهای سرکش را تسلیم کن.
برآرای لشکر که اینک ز راه
رسیدم که از شه شوم کینهخواه
هوش مصنوعی: سپاه را آماده کن، زیرا من به اینجا آمدم تا از پادشاه انتقام بگیرم.
از آن سو خبر سوی فغفور شد
تو گفتی که هوش از سرش دور شد
هوش مصنوعی: از آن طرف خبری به فغفور رسید و تو گویی که او تمام هوش و حواسش را از دست داده است.
دگرباره دستور را خواند پیش
ببارید خوناب از چشم خویش
هوش مصنوعی: او دوباره دستور را خواند و از چشم خود اشک و خون ریخت.
ز رزم جهانسوز و سام دلیر
سخن گفت بیمر به دستور پیر
هوش مصنوعی: از جنگهای سخت و دلیر مردان مانند سام، کسی به دستور پیر با شجاعت و قوت سخن گفت.
که سام دلاور شده چیرهدست
کمین آوران را سرآورده پست
هوش مصنوعی: سام دلاور به طور قدرتمند و با مهارت، هر کسی را که در کمین نشسته و قصد آسیب زدن دارد، زیر سلطه و کنترل خود درآورده است.
کنون رخ بیارد سوی تاختن
نیارم برو تیغ کین آختن
هوش مصنوعی: اکنون چهرهات را به سوی من بیاور تا نتوانم برایت سلاح خونریزی آماده کنم.
بدو گفت پرمایه دستور پیر
که گفتار من یکسره یادگیر
هوش مصنوعی: دستور پیر به او گفت که سخنان من را بهدقت و کامل یاد بگیر.
بگو کز جهانسوز پرخاشخر
مرا نیست زین حیله اصلا خبر
هوش مصنوعی: بگو که من از آتش فراق و دردهایی که دنیا به وجود میآورد، به شدت رنج میبرم و از این نقشههای شیطانی هیچ اطلاعی ندارم.
چو آن زابلی این نوا بشنود
همانا سوی رزم و کین نگرود
هوش مصنوعی: زمانی که آن زابلی این نوا را میشنود، بدون شک به سوی جنگ و نبرد میرود.
وگر سرکشی سازد و بدخوئی
تو باید که گیری ره نیکوئی
هوش مصنوعی: اگر کسی بیاحترامی و بدرفتاری کند، تو باید راه نیکو و درست را در پیش بگیری.
برهنه مکن تیغ و در بر فکن
سبک در شوی سوی آن تیغزن
هوش مصنوعی: تیغ را بیپرده نشان نده و با احتیاط آن را در آستین خود بگذار، تا آماده شوی برای رویارویی با آن کسی که تیغ میزند.
همه لابه سازی و خواهش گری
بدان تا نیاید سر داوری
هوش مصنوعی: همه تلاش و خواهش و التماس میکنند تا زمانی که به داوری و قضاوت نهایی برسند.
وز آن پس مشو هیچ در کار سست
دگر روی کن سوی مکر نخست
هوش مصنوعی: پس از آن، هرگز در کارها سست و بیعلاقه نباش، بلکه دوباره به ترفند نخستین خود روی بیاور.
سخن زان ز بیماری دخت خویش
به مرگش دل خویش را ساز ریش
هوش مصنوعی: شخص به خاطر بیماری دخترش، قلب خود را به مرگ او عادت میدهد و در این حالت به سخن میآید.
پذیرفت گفتار او شهریار
ز نو حیله را شد ز نو خواستار
هوش مصنوعی: پادشاه سخن او را پذیرفت و دوباره به دنبال نقشهای تازه برآمد.