برگردان به زبان ساده
بگفت و همان دم به جا برنشست
که در آب او را کند زود پست
هوش مصنوعی: او گفت و همزمان در مکان خود نشسته بود، مانند کسی که در آب غوطهور میشود و به سرعت به پایین میرود.
به گردن زدش سام یل خنجری
که آزاد برجست در داوری
هوش مصنوعی: سام یل خنجری را به گردن او زد که در داوری و قضاوت بلند آوازه و آزاد بود.
بگفتا برون رفت باید همی
و یا غرق خون رفت باید همی
هوش مصنوعی: او گفت: باید بیرون بروی، وگرنه یا باید به طور کامل کنار بروی یا اینکه در خون خود غرق شوی.
بگفت ار کنی پاره پاره مرا
نجنبم از این آب ای سرورا
هوش مصنوعی: اگر تو بدنم را پارهپاره کنی، از این آب نمیجنبم، ای سرور من.
همی سام سوگند خورد آن زمان
به ارواج گرشسب روشن روان
هوش مصنوعی: در آن زمان، سام به روح روشن و پاک گرشسب سوگند یاد کرد.
به اترط به جمشید فرخنده پی
به تاج و به تخت منوچهر کی
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه زمانی که به جمشید و موفقیتهای او نگاه میکنیم، به یاد میآوریم که تاج و تخت منوچهر نیز از آن دوران است. به نوعی اشاره دارد به شکوه و عظمت شخصیتهای تاریخی و یادآوری دستاوردهای آنها.
که گر برنگردی بگردانمت
همه کتف و شانه بدرانمت
هوش مصنوعی: اگر به سوی من برنگردی، به طوری میچرخانمت که همهی کتف و شانهات را بشکنم.
نمیرفت آن دیو از خیرگی
زدش سام یل خنجر از زیرکی
هوش مصنوعی: دیو همچنان در حال تماشا بود و نتوانست از فرط حیرت خود را رها کند، اما سام که مردی زبده و زیرک بود، با چالاکی خنجرش را بیرون کشید.
نشست اندر اندام او یک وجب
بلرزید بر خویش دیو از غضب
هوش مصنوعی: وقتی او نشسته بود، یک وجب از اندامش به شدت لرزید و دیو از خشم بر خود لرزید.
بگفتا که ساما مزن خنجرم
که با خود دمی مصلحت بنگرم
هوش مصنوعی: او گفت که ای سام، خنجر را نزن تا من کمی تأمل کنم و مصلحت را بررسی نمایم.
روان کرد آن خنجرش در غلاف
ولی شاخ او داشت از روی لاف
هوش مصنوعی: او خنجرش را در غلاف کرد، اما در واقع، شاخ او به خاطر لاف زدنش بود.
بگفتا اگر من معلق زنم
ترا اندرین بحر آب افکنم
هوش مصنوعی: او گفت اگر من تو را به حالت تعلیق درآورم، در این دریا تو را به آب میاندازم.
شود طعمه ماهیان پیکرت
برند هر یکی پارهای از برت
هوش مصنوعی: ماهیان به جسم تو حملهور میشوند و هر کدام بخشی از بدن تو را با خود میبرند.
که داری که آرد درین جا مدد
جوابم بگو ای یل پر خرد
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که در اینجا بتواند به من کمک کند؟ بگویید ای جوانمرد با حکمت.
بگفت ای نهنکال شاخ ترا
رها کی کنم اندرین ماجرا
هوش مصنوعی: گفت: ای نهنگ میخواهم تو را رها کنم، اما در این ماجرا چگونه میتوانم این کار را انجام دهم؟
تو خواهی بخواب و تو خواهی نشین
تو دانی و این دشن? سهمگین
هوش مصنوعی: شما میخواهید بخوابید یا نشسته بمانید، این موضوع به خودتان مربوط میشود و فقط شما میدانید که این دشمن چقدر میتواند خطرناک باشد.
برآورد خنجر دگر از نیام
که تا بردراند تن دیو خام
هوش مصنوعی: خنجر جدیدی از نیام بیرون آورد که تا به تن دیو خام آسیب برساند.
نهنکال در دم فغان کرد باز
که ای پهلوان سام گردنفراز
هوش مصنوعی: نهنگ بزرگ ناگهان فریاد زد و گفت: ای پهلوان سام که قامت بلندی داری.
کنم رحم بر تو جوانی هنوز
نداری تو رحم ای یل کینفروز
هوش مصنوعی: به تو رحم میکنم، زیرا هنوز جوانی و تجربهای نداری، ای جوانی که در کین و جنگ عمل میکنی.
بگفت و بخوابید دیو لعین
در آن توی دریای ماچین و چین
هوش مصنوعی: او این را گفت و دیو زشت در آنجا خوابش برد، در دل دریایی از عشق و زیبایی.
یکی غوطه خورد آن زمان سام شیر
برآورد خنجر سبک آن دلیر
هوش مصنوعی: در آن زمان، یکی در آب غوطهور شد و سَمُر (شیر) با شجاعت و سبکدستی، شمشیر خنک خود را بهدست گرفت.
بزد بر سر دیوک تیره کار
که آزاد برجست آن خیره کار
هوش مصنوعی: به سر دیو سیاه، ضربتی نزد و کاری کرد که آن موجود نادان و خیره را آزاد و رها کند.
باستاد از ترس خنجر به پا
بگفتا که ای سام کشتی مرا
هوش مصنوعی: شخصی از روی ترس به استادش گفت: "ای سام، مرا نجات بده."
بسی زخم بر من زدی در نبرد
درآوردی این لشکرم را به گرد
هوش مصنوعی: در طی مبارزات بسیار، تو زخمهای زیادی به من زدی و این باعث شد که سپاه من به دور من جمع شود.