برگردان به زبان ساده
نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
کی چهره ی گلچهر چو او رنگ نگارد
هوش مصنوعی: نقاشی که بتواند تصویر زیبایی مانند ارژنگ را بکشد، هرگز نمیتواند چهرهی گل مانند را به زیبایی او به تصویر درآورد.
فرهاد چو از صورت شیرین نشکیبد
صد نقش برانگیزد و بر سنگ نگارد
هوش مصنوعی: وقتی فرهاد به یاد زیبایی شیرین میافتد، ایدهها و نقشهای زیادی در ذهنش شکل میگیرد که میتواند آنها را بر روی سنگ حک کند.
صورتگر چین نقش نبندم که نگاری
چون آن صنم سنگدل شنگ نگارد
هوش مصنوعی: من هیچگاه نمیتوانم مانند یک هنرمند چیرهدست تصویر زیبای آن معشوق ستمگر را خلق کنم.
حنّا مگر امروز درین مرحله تنگست
کو پنجه بخون من دلتنگ نگارد
هوش مصنوعی: ما امروز در این مرحله تنگ و حساس قرار داریم که دست بر خون من دلتنگ مینویسد.
نقاش بصورتگری ارموی شکافد
صورت نتوان بست کزین رنگ نگارد
هوش مصنوعی: نقاش در هنر خود چنان مهارت دارد که نمیتوان صورت را پسندیده و زیبا بست، زیرا این رنگها و طرحها او را به سوی خلاقیت و نوآوری هدایت میکنند.
چنگی همه از پرده ی عشاق سراید
گر نقش نگارین تو بر چنگ نگارد
هوش مصنوعی: همهی زیباییهای دنیا از پردهای که دل عاشقان میسراید، جلوهگیر میشود، اگر تصویر زیبا و رنگارنگ تو بر آن پرده نقش ببندد.
ور چنگ و سر انگشت تو ناهید ببیند
نقش سر انگشت تو بر چنگ نگارد
هوش مصنوعی: اگر ناهید، با چنگ و انگشت تو رو به رو شود، نقش انگشت تو را بر روی چنگ خواهد نوشت.
در جنب جمال تو بود صورت دیوار
هر نقش که صورتگر ارژنگ نگارد
هوش مصنوعی: هر تصویری که روی دیوار کشیده شده، در کنار زیبایی تو به چشم نمیآید. حتی اگر تصویرگر بزرگترین آثار را بیافریند، باز هم جلوهگری تو آنقدر قوی است که آن تصاویر را تحتالشعاع قرار میدهد.
خواجو چه عجب باشد اگر شیر دلاور
سر پنجه بخون جگر رنگ نگارد
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر دلیر مردی، با پایش خون جگر را به رنگی درآورد.